با بهشت و جهنم بیشتر آشنا شویم - پایگاه خبری شاخص
کد خبر: 62809
تاریخ انتشار: ۱۸ تیر ۱۳۹۴ - ۹:۵۸
شاخص : طوبى درختى است در بهشت كه ريشه آن در خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله (در بهشت) است و هيچ مؤمنى نيست، مگر اينكه...

سرویس فرهنگی شاخص– فتال نیشابوری در کتاب روضه الواعظین با استناد به روایات اهل بیت علیهم السلام بهشت و جهنم را توصیف کرده است که گزیده آن از نظر خوانندگان گرامی می گذرد:

در توصیف بهشت
پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده ‏اند: خشت هاى بهشت، خشتى از زر و خشتى از یاقوت است و صحنه آن، مشک تازه و کنگره ‏هایش، یاقوت هاى سرخ و سبز و زرد است و درهاى آن گوناگون است. درِ رحمت، از یاقوت سرخ است و درِ صبر، درى یک لختى و از یاقوت سرخ و بدون حلقه است. درِ شکر، داراى دو مصراع و از یاقوت سپید است و فاصله میان دو مصراع آن (دهانه ‏اش) به اندازه پانصد سال راه است. ناله اشتیاق آن به قدرت خداوند متعال بلند است و عرضه مى‏دارد: پروردگارا! آنان را که شایسته منند در آور. درِ بلا، داراى یک مصراع و از یاقوت زرد است و کمتر کسى از آن وارد مى‏ شود.
اما درِ بزرگ که بندگان صالح- که زاهدان و پارسایان و رغبت‏ کنندگان به خداوند متعال و کسانى که با او انس دارند- از آن وارد مى‏ شوند و چون به بهشت در آیند، در دو جویبار در صف مرتب، میان کشتی هاى یاقوت که پاروهایش از مروارید است، حرکت مى‏ کنند. در آن فرشتگانى از نور هستند که جامه‏ هاى سبز بر تن دارند و بر کناره ‏هاى آن، نهرها حرکت مى‏ کنند. نام آن جنه المأوى و جنت عدن است که میان بهشت هاست و دیواره ‏هاى آن یاقوت سرخ و کف آن مروارید است. (امالى صدوق، ص ۱۲۸)
امیر المؤمنین علیه السلام فرموده است: طوبى درختى است در بهشت که ریشه آن در خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله (در بهشت) است و هیچ مؤمنى نیست، مگر اینکه شاخه‏ اى از آن در خانه اوست و هیچ چیز به دل آن مؤمن نمى‏ گذرد مگر اینکه همان شاخه براى او آن را حاضر مى‏ آورد و اگر سوارى تیزرو در سایه آن صد سال بتازد، نمى ‏تواند از سایه‏ اش بیرون رود و اگر کلاغى از پایین آن به پرواز در آید به بالاى آن نمى ‏رسد و شکسته و پیر مى ‏شود. (امالی صدوق ص ۱۳۳)روایت است که مردى از ابن عباس پرسید: با آنکه خداوند متعال از خدمتگزاران و همسران و بوى خوش و آشامیدنی ها و میوه ‏هاى بهشت خبر داده و در کتاب خود نازل فرموده است، چه چیزى از آن را پوشیده داشته است؟ ابن عباس گفت:
آن جنت عدن است که خداوند آن را روز جمعه بیافرید و سپس آن را پوشیده داشت و هیچ آفریده‏ اى از آفریده‏ هاى آسمانها و زمین ها آن را ندیده است تا هنگامى که آنان را که شایسته آنند، در آن در آورد و خداى متعال سه بار به آن بهشت فرمود سخن بگو و گفت: خوشا به حال مؤمنان، و خداى بزرگ فرمود: خوشا به حال مؤمنان و خوشا به حال تو. ابن عباس مى ‏گوید، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: هر کس در او شش خصلت باشد، از آن مؤمنان است. آن کس که سخن راست بگوید و وعده خویش برآورد و امانت خویش را بپردازد و به پدر و مادرش نیکى کند و پیوند خویشاوندى را رعایت کند و از گناه خویش آمرزش خواهى کند، مؤمن است.
امیر المؤمنین علیه السلام فرموده است: در بهشت درختى است که از بالاى آن جامه ‏هاى آراسته فرو مى ‏ریزد و پایین آن اسب هاى ابلقى قرار دارند که زین و لگام شده و داراى بال هستند و از آن اسب ها هیچ فضولاتی دفع نمى‏شود. اولیاى خدا سوار بر آن اسبها مى‏ شوند و در هر کجاى بهشت که بخواهند به پرواز در مى ‏آیند، بندگانى که در درجه پایین ‏تر قرار دارند، مى ‏گویند: پروردگارا! چه چیزى این بندگانت را به این کرامت رسانده است؟ خداى ـ جل جلاله ـ مى‏ فرماید: اینان شب ها نمى ‏خوابیدند و نماز شب مى‏ گزاردند و روزها چیزى نمى‏ خوردند و روزه داشتند و با دشمن پیکار مى‏کردند و ترسى نداشتند و صدقه مى‏ دادند و بخل نمى‏ ورزیدند. (امالى صدوق، ص ۱۷۵)
از انس بن مالک پرسیده شد که اى ابو حمزه! آیا بهشت در زمین است یا در آسمان؟ گفت: کدام زمین و کدام آسمان است که گنجایش بهشت را داشته باشد؟ پرسیدند: پس کجاست؟ گفت: فراتر از آسمان هفتم، زیر عرش خداوند. (بحار الانوار، ج ۸، ص ۸۳)
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: وارد بهشت شدم، دیدم در جبهه آن سه خط زرین با زر نه، با آب طلا نوشته شده است. سطر نخست‏ «لا اله الا اللَّه، محمد رسول اللَّه» بود.
سطر دوم چنین بود: «آنچه که پیش فرستادیم، اینجا یافتیم. آنچه در آن جهان خوردیم، سودى بود که بردیم و آنچه گذاشتیم، زیان کردیم.» سطر سوم چنین بود: «امتى گنهکار و پروردگارى بسیار بخشنده.»
و همان حضرت فرموده ‏اند: در بهشت هیچ درختى نیست مگر اینکه ساقه آن زرین است.
و فرموده ‏اند: از اهل بهشت فضولاتى دفع نمى‏شود. خوراک آنان چیزى همچون هواى معطر است. حمد و تسبیح خدا به آنان الهام مى‏ شود، همچنان که نفس کشیدن.
و فرموده ‏اند: سوگند به کسى که قران را بر محمد  صلی الله علیه و آله نازل فرموده است، همانا که بهشتیان را همواره بر حسن و زیبایى شان افزوده مى ‏شود، به همان نسبت که در دنیا روز به روز شکسته‏ تر و زشت ‏تر مى‏ شوند.
و فرموده ‏اند: پست‏ ترین منزلت بهشتیان این است که هشتاد هزار خادم دارند و نود و دو درجه، و براى آنان گنبدى از مروارید و یاقوت و زبرجد زده مى‏ شود و مساحت منزل آنان به اندازه میان جابیه (دهکده‏ اى از اطراف دمشق) و صنعاء است.
و پیامبر فرموده ‏اند: در بهشت ناگهان پرتوى آشکار مى‏ شود. بهشتیان سرها را بلند مى‏ کنند، معلوم مى‏ شود پرتو آشکار شدن دندانهاى پیشین حوریه‏ اى است که بر روى همسر خویش لبخند زده است.
ابن عباس مى‏ گوید: بهشت را هفت دیوار و هشت پل است که همگى محیط بر بهشتند، دیوارى از سیم، دیگرى از زر و سیم، سومى از زر، چهارمى از مروارید، پنجمى از گوهر، ششمى از زبرجد، هفتمى از نور رخشان. میان هر دو دیوار، فاصله صد سال راه است. پایه‏هایش از گهر و یاقوت و زبرجد است. هشت در دارد که‏ دهانه هر یک مسیر صد سال راه است.در توصیف دوزخ
امام صادق علیه السلام فرموده است: روزى پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بودند، ناگاه جبریل در حالى که پریده رنگ و اندوهگین و افسرده بود آمد. پیامبر فرمودند: چرا تو را چنین اندوهگین و افسرده مى‏بینم؟ گفت: اى محمد! چرا چنین نباشم که امروز کوره ‏هاى جهنم را نهادند؟ پیامبر پرسیدند: کوره‏هاى دوزخ چیست؟ گفت:
خداوند متعال فرمانى صادر فرمود که هزار سال دوزخ را برافروختند تا سرخ شد و سپس فرمان داد هزار سال دیگر هم برافروختند تا از سرخى به سپیدى گرایید. باز فرمان داد هزار سال دیگر برافروختند، آنچنان که سیاهى وحشت‏ زا گردید و اگر یک حلقه از زنجیرى که درازى آن هفتاد ذرع است بر دنیا نهاده شود، از گرماى آن همه جهان ذوب خواهد شد و اگر قطره‏ اى از گنداب هاى دوزخ بر آبهاى زمین فرو افتد، همه اهل دنیا از بوى گندش نابود خواهند شد. گوید، پیامبر صلی الله علیه و آله و جبریل علیه السلام گریستند. خداوند فرشته اى پیش آن دو گسیل داشت و فرمود: خدایتان بر شما سلام مى‏ رساند و مى ‏فرماید شما را از اینکه گناهى انجام دهید که در دوزخ عذابتان کنم، در پرده عصمت و امان قرار دادم. (محجه البیضاء، ج ۸، ص ۳۶۱)
امیر المؤمنین علیه السلام فرموده است: همانا در دوزخ آسیاهایى است که گروهى را با آن آرد مى‏کنند. آیا نمى‏ پرسید، کسانى که خوراک آن آسیاها هستند کیستند؟ و چون پرسیدند، فرمود: عالمان تبهکار و قرآن‏ خوانان بدکار و ستمگران ستم پیشه و وزیران خیانتکار و سرپرستان دروغگو (شاید هم عارفان دروغگو) و همانا دوزخ را شهرى است که به آن حصینه (کهن دژ) مى‏گویند. آیا از من نمى ‏پرسید، در آن کیست؟ و چون پرسیدند، فرمود: در آن پیمان‏شکنان و از دین برگشتگانند. (خصال، ج ۲، ص ۱۴۲)

امام کاظم علیه السلام ضمن خبر مفصلى چنین فرموده است که جهنم را دره‏یى به نام سقر (یا سعیر) است که از هنگامى که خدایش آفریده هیچ بازدمى نداشته است و اگر خداوند اجازه دهد و از آن روزنه‏ اى به اندازه لانه مار گشوده شود، هر چه را که بر روى زمین است خواهد سوزاند و دوزخیان همگان از گرما و بوى گند و کثافت این دره، به یک دیگر پناه مى‏برند و مى‏گریزند و در آن کوهى است که همه گرفتاران در آن دره از گرما و بوى گند و کثافت آن و آنچه که خداوند در آن براى اهلش فراهم آورده است، به یک دیگر پناه مى‏ برند و در آن کوه، دره ژرفى است که همه گرفتاران در آن کوه، از گرما و گند و کثافت آن و آنچه براى اهلش فراهم شده است به یک دیگر پناه مى ‏برند و در آن دره ژرف، چاهى است به همان صفت که همگان از آن مى‏ گریزند. در آن چاه، مارى است که همه گرفتاران در آن چاه از خطر آن مار و زهرى که خداوند در نیش هاى او نهاده است مى‏گریزند. در شکم آن مار هفت صندوق است که در آنها پنج تن از امتهاى گذشته و دو تن از این امت قرار دارند. راوى مى‏ گوید: به امام کاظم علیه السلام گفتم: فدایت گردم، آن پنج تن و دو تن چه کسانى هستند؟
فرمود: آن پنج تن عبارتند از قابیل که برادرش هابیل را کشت و نمرود که با ابراهیم علیه السلام در مورد خداوند ستیزه ‏گرى کرد و گفت: من هم مى‏توانم کسانى را زنده کنم و کسانى را بمیرانم. و فرعونى که گفت من پروردگار بلند مرتبه شمایم، و آن مرد یهودى که یهودیان را به این آیین واداشت و بولس مسیحى که مسیحیان را به آیین تثلیث واداشت و از این امت هم دو اعرابى هستند. (خصال صدوق، ج ۲، ص ۳۴)

امام باقر علیه السلام فرموده ‏اند: چون آیه ۲۳ سوره فجر که مى‏ فرماید: «و آن روز جهنم را آورند و همان روز آدمى متذکر کار خود گردد و آن تذکر را براى او چه سودى؟» نازل شد، از پیامبر صلی الله علیه و آله در باره آن پرسیدند. فرمودند: روح الامین به من خبر داده است که خدایى که غیر از او خدایى نیست چون همگان را در صحراى قیامت جمع فرماید، جهنم را مى‏ آورند و آن را هزار لگام است و هر لگامى را صد هزار فرشته از فرشتگان غضب در دست دارند و دوزخ را هیاهو و سختى و دم و بازدمى است که از آن شرر بیرون مى ‏زند و اگر خداوند خلق را براى حساب با بودن دوزخ نگه دارد، همگان نابود مى‏ شوند، ولى از جهنم ظلمتى بیرون‏ مى‏ آید که همگان چه نیک و چه بد را در آن ظلمت فرو مى‏برد. (امالى صدوق، ص ۳۲۲)
عمرو بن ثابت نقل مى‏ کند که امام باقر علیه السلام  فرموده ‏اند: دوزخیان از سختى عذابى که در آن مى‏ بینند همچون سگان و گرگان زوزه مى‏ کشند. اى عمرو! چه مى‏ پندارى در باره قومى که مرگ آنان فرا نمى‏ رسد تا بمیرند و از عذاب آنان هم کاسته نمى‏ شود و در دوزخ تشنه و گرسنه‏ اند، چشم هایشان را غبار پوشانده، کر و لال و کورند و سیه‏ روى و زیانکار، مانده در دوزخ و پشیمان و خداوند بر آنان خشم گرفته و بر آنان هیچ رحمتى نمى ‏شود. و از عذاب ایشان کاسته نمى ‏شود و در دوزخ گداخته مى ‏شوند و از گنداب گرم آن مى آشامند و از زقوم مى‏ خورند و با قلابهاى آتشین از بدن هایشان مى‏ کنند و با گرزهاى آتشین آنان را مى‏ زنند و فرشتگان سخت‏ گیر و خشن رحم نمى ‏کنند و آنان در دوزخ بر چهره افتاده ‏اند و با شیطانها در یک بند کشیده شده‏ اند و در زنجیر و غل بسته ‏اند. اگر دعایى کنند برآورده نمى‏ شود و چون نیازى بخواهند، کسى نیازشان را برنمى‏ آورد. این است حال کسانى که به دوزخ درافتند. (امالى صدوق)
همان حضرت فرموده است که چون پیامبر صلی الله علیه و آله را به معراج بردند، از کنار هیچ آفریده‏ایى عبور نفرمود مگر آنکه در او شادى و مهر و لطف و گشاده ‏رویى دید تا آنکه از کنار کسى گذشت که توجهى نکرد و سخنى نگفت و پیامبر او را ترشروى و خشمگین دیدند. به جبریل فرمودند: از کنار هیچ کس نگذشتم مگر اینکه خوش روى و شاد و مهربان بود مگر این شخص. این کیست؟ فرمود: این مالک دوزخ است و خدایش او را چنین آفریده است. پیامبر فرمودند: دوست دارم از او بخواهى که آتش دوزخ را به من نشان دهد.
جبریل به مالک دوزخ گفت: این محمد صلی الله علیه و آله رسول خداوند است و از من خواسته است از تو بخواهم که آتش را به او نشان دهى. او زبانه اى از دوزخ را به آن حضرت ارائه داد و خضرت پس از آن تا هنگام رحلت هرگز خندان دیده نشدند. (امالى صدوق) پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده‏ اند: اگر در این مسجد صد هزار تن یا بیشتر حاضر باشند و مردى از دوزخیان نفسش به آنان برسد، مسجد و هر چه در آن باشد، آتش خواهد گرفت.
و همان حضرت فرموده ‏اند: همانا در آتش، مارهایى چون گردن شتران تنومند، وجود دارد که هر بار گزش آنان تا چهل سال سوزش دارد و در آن کژدم هایى به بزرگى استر وجود دارد که درد و سوزش گزش آنان تا چهل سال احساس مى‏شود. (محجه البیضاء، ج ۸ ص ۳۶۰)
ابن عباس گوید: جهنم را هفت در است و بر هر در، هفتاد هزار کوه است و در هر کوه، هفتاد هزار دره و در هر دره، هفتاد هزار وادى و در هر وادى، هفتاد هزار شق و در هر شقى، هفتاد هزار خانه، و در هر خانه هفتاد هزار مار است که بلندى هر یک به اندازه مسیر سه روز راه است و بلندى نیش هاى آن مارها چون درختان خرماى بلند است. این مارها به سراغ آدمیان دوزخى مى‏ آیند و او را از لب ها و پلک هاى چشمش مى‏ گیرند و شروع به کندن تمام گوشت هاى او مى‏ کنند. آدمى، گاه از بیم مى‏ گریزد و در نهرى از نهرهاى دوزخ مى ‏افتد و هفتاد سال در آن سرگردان است.

منبع: روضه الواعظین، فتال نیشابوری، ترجمه دکتر محمود دامغانی، ص ۷۹۱ تا ۷۹۸

انتهای پیام/۴۰۰/د/ش

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار