حکایت مادرانی که آخر قصه به خانه نرسیدند/ چشمانی در انتظار جرعه‌ای محبت - پایگاه خبری شاخص
کد خبر: 184675
تاریخ انتشار: ۷ اسفند ۱۳۹۷ - ۷:۵۶
شاخص گزارش می‌دهد؛
شاخص : با فرا رسیدن روز مادر افراد سعی می‌کنند به هر نحوی دل مادران خود را شاد کنند و با شاخه گلی و یا هدیه‌ای حتی کوچک به دیدار او بروند؛ در این روز همه مادران چشم انتظار فرزندان خود هستند.

به گزارش خبرنگار اجتماعی شاخص، عیار برخی چیزها در زندگی از درجه‌ای برخوردار است که نمی‎توان برای آن قیمت گذاری کرد؛ هر انسانی بر روی این کره خاکی یک واژه‌ چهار حرفی متعلق به خود دارد که حاضر نیست با هر چیز گران بهایی عوض کند.

واژه چهار حرفی که برای هر کسی به نوعی تعبیر می‌شود و هیچکدام قابل مقایسه با دیگری نیست؛ “م، محبت”، “آ، آرامش”، “د، دلگرمی” و “ر، رازداری” و هزاران خصلت زیبا که می‌توان به کار برد.

بله، “مادر” این واژه چهار حرفی ساده اما پر از عشق و محبت است که دنیای هر فردی را به گونه‌ای دیگر می‌سازد و تعریف آن در هیچ یک از کلمات و جملات نمی‌گنجد.

آدم‌ها هر چه قدر هم که به سن بزرگسالی و حتی کهنسالی برسند، مادر تنها تصویر زیبای دنیا برای آن‌هاست که هیچگاه فراموش نمی‌شود، تنها گوشه امنی که انسان همیشه در آغوش آن احساس آرامش و امنیت می‌کند.

‌مادر تنها کسی است که ابتدایی‌ترین توانایی هر انسانی را به او یاد می‌دهد از غذا خوردن تا حرف زدن و راه رفتن، و در بزرگسالی باز هم مادر است که راه درست زندگی کردن را به انسان می‌آموزد.

سالروز میلاد حضرت زهرا(س) سرور بانوان عالم به عنوان روز مادر در نظر گرفته شده تا در این روز ارزش و مقام مادر گرامی داشته شود و مادران و بانوان مورد قدردانی قرار گیرند.

دین اسلام و قرآن کریم جایگاه ویژه‌ای برای مادر و زن در نظر گرفته است، در قرآن مجید و روایات نیز بر احسان و نیکی کردن به مادر تأکید شده است.

بعضی از آیات، احساسات و عاطفه انسان را نسبت به مادر به شدت تحریک می کند و به او تذکر می‌دهد که لزوم شکرگزاری از مادر این است که او نُه ماه سنگینی تو را تحمّل کرده است.

با فرا رسیدن روز مادر افراد سعی می‌کنند به هر نحوی دل مادران خود را شاد کنند و با شاخه گلی و یا هدیه‌ای حتی کوچک به دیدار او بروند؛ در این روز همه مادران چشم انتظار فرزندان خود هستند.

در این میان مادرانی هم هستند که بر حسب روزگار به دور از خانه و کاشانه خود افتاده‌اند و روزهای زندگی را سپری می‌کنند و برخی هم حتی سال‌هاست که در حسرت دیدار فرزند و یا خانواده‌شان چشم انتظار مانده‌اند.

کافی است تا به یکی از مراکز نگهداری سالمندان سری بزنیم بدون شک تعدادی از مادران را خواهیم دید که در غبار روزگار به فراموشی سپرده شده‌اند و سینه‌ای پر درد دارند.

روز مادر را بهانه‌ای برای دیدار با مادرانی که در سرای سالمندان زندگی می‌کنند، انتخاب کردیم.

حیاط بزرگ و پردرخت ساختمان را پشت سر می‌گذاریم و وارد سالن می‌شویم، میزبانان با نگاه‌هایی کنجکاوانه و توام با مهربانی از میهمانان استقبال می‌کنند.

کنار تخت یکی از مادران می‌نشینم و بعد از حال و احوال پرسی از او می‌خواهم که از خودش برایم بگوید؛

زهرا بیگم که یک ژاکت سفید به تن دارد، می‌گوید: حدود ۱۰سال است که در سرای سالمندان زندگی می‌کند و تقریبا کسی سال به سال سراغش را نمی‌گیرد.

این مادر سالمند گره گوشه‌های روسری حاشیه گلدارش را محکم می‌کند و ادامه می‌دهد: روزگار وفا ندارد و چه فایده که من سالهاست در تنهایی زندگی می‌کنم.

وی به مادریاران اشاره می‌کند و می‌گوید: دخترها و بچه‌های من همین‌ها هستند که با مهربانی کنارم هستند و از من نگهداری می‌کنند.

زهرا بیگم با اشاره به خاطرات کودکی‌اش می‌افزاید: مادرم خیلی خوب و مهربان بود؛ هیچ وقت فکر نمی‌کردم که عاقبت در تنهایی به سر ببرم.

وی بیان می‌کند: می‌رفتم برای مادرم تخم مرغ و حنا می‌خریدم تا موهای سفیدش را رنگ کند، دلم به همین کارهای ساده خوش بود و خیلی احساس خوشبختی می‌کردم.

وقتی می‌خواهم از او خداحافظی کنم دستهایم را می‌فشارد و مرا به آغوش می‌کشد و می‌گوید: حتما باز هم به من سر بزنید تا باهم صحبت کنیم، من خیلی تنها هستم.

فاطمه خانم یکی دیگر از مادرانی است که به هم صحبتی با او می‌پردازم؛

وی می‌گوید: در بیرجند به دنیا آمده و بزرگ شده اما در تاکستان زندگی می‌کند که مدتی است در سرای سالمندان به سر می‌برد.

این مادر سالمند ادامه می‌دهد: یک دختر دارد که گاهی به او سر می‌زند و باتوجه به بیماری روحی و وروانی که مبتلا شده است او را به این مرکز آورده‌اند.

از او می‌پرسم اگر مادرت اینجا بود به او چه می‌گفتی؟

در حالی که اشک در چشم‌هایش حلقه می‌زند، می‌گوید: هیچ وقت تنهایش نمی‌گذاشتم و کنارش می‌ماندم و هر چه می‌توانستم به او محبت می‌کردم.

یکی دیگر از مادران که دوست دارد از او هم عکس بگیریم، زیر لب زمزمه می‌کند “ای روزگار”… کنارش می‌نشینم و می‌خواهم سر حرف را باز کنم که خودش می‌گوید: دلم برای بچه‌ها و نوه‌هایم تنگ شده نمی‌دانم شاید این روزها به دیدنم بیایند.

وی ادامه می‌دهد: چند سالی است که در این مرکز هستم و کم کم به اینجا عادت کرده‌ام؛ بچه‌هایم گرفتاری زیادی دارند و فرصت نگهداری از من را ندارند.

یکی از مادران که ساعت را می‌پرسد، با صدای بلند از یکی از مادریاران می‌پرسد: “دخترم زنگ زد؟ فردا میاد؟” که مادریار جواب می‌دهد؛ بله مادرجان ان شاالله فردا میاد…

 

در ادامه این دیدار به گفت‌وگو با فاطمه نجفی می‌پردازم که با اشاره به تاریخ تاسیس این مرکز اظهار می‌کند: این آسایشگاه در سال ۱۳۸۷ تاسیس شده و در راستای بند ۴۴ قانون اساسی واگذاری این مراکز به بخش خصوصی صورت گرفته است.

وی می‌افزاید: در حال حاضر ۳۷نفر سالمند در این مرکز داریم که از این تعداد ۱۳نفر مجهول‌الهویه و بدسرپرست هستند که تحت پوشش بهزیستی و بنا به دستور قضائی به این مکان منتقل شده‌اند.

مدیر مرکز نگهداری سالمندان می‌گوید: بیشتر سالمندانی که در این مرکز هستند مبتلا به آلزایمر بوده و از آرتروز شدید رنج می‌برند و وابسته به تخت هستند.

نجفی بیان می‌کند: برخی از مادران هم متاسفانه به علت سکته مغزی و قلبی در این مرکز نگهداری می‌شوند.

وی می‌افزاید: ۱۳ نفر نیرو داریم که شامل مراقبین، پزشک، روانشناس، کاردرمان و پرستاران هستند که در سه شیفت خدمات رسانی می‌کنند.

مدیر مرکز نگهداری سالمندان ابراز می‌کند: برنامه غذایی سالمندان برمبنای تجویز کارشناس تغذیه تعیین می‌شود و آزمایشات دوره‌ای داریم که بر اساس نیاز و داروهایی که مصرف می‌کنند، است.

نجفی می‌گوید: همچنین در کنار داروهایی که مصرف می‌کنند از طب سنتی و داروهای گیاهی هم استفاده می‌کنیم که تاثیر بسیار مثبتی در سلامت و حتی ترخیص موفق برخی از سالمندان شد.

وی ابراز می‌کند: برخی از سالمندان به علت مشکلات جسمی به این مرکز منتقل می‌شوند که پس از بهبود به خانواده برمی‌گردند؛ برخی از سالمندان هم کهولت سن روی روان آن‌ها تاثیر گذاشته است که مراقبت می‌شوند.

مدیر مرکز نگهداری سالمندان عنوان می‌کند: مادریارانی که در این مرکز کار می‌کنند فقط عشق و علاقه به کار است که می‌توانند سختی‌ها را به جان بخرند.

نجفی ابراز می‌کند: بسیاری از مادرانی که به این مرکز می‌آیند بی‌قرار خانواده هستند که مادریاران ما نقش دختران و فرزندان آن‌ها را بازی می‌کنند و عاشقانه آن‌ها را مراقبت می‌کنند تا به این فضا عادت کنند.

وی ادامه می‌دهد: درست است که اکثر سالمندان ما به آلزایمر مبتلا هستند اما گاهی فرزندان و خانواده خود را به خاطر می‌آورند و بی‌قراری می‌کنند که بسیار ناراحت کننده است.

نجفی بیان می‌کند: برنامه‌های اردویی و تفریحی در فصل تابستان داریم و در مناسبات مذهبی و ملی هم مراسم‌های مختلفی را اجرا می‌کنیم تا فضای خوبی را داشته باشند.

مدیر مرکز نگهداری سالمندان می‌گوید: تحویل برخی از سالمندان به این مرکز دلیل بر بی‌توجهی خانواده‌ها نیست بلکه شرایط اینگونه ایجاب می‌کند و با توجه به شاغل بودن زن و مرد و نیاز به مراقبت‌های ویژه لذا مادر خود را به ما می‌سپارند.

وی می‌گوید: حتی برخی از سالمندان هم با رضایت خود به این مکان آمده‌اند، بیشتر سالمندان ما اهل قزوین هستند اما از استان‌های البرز و تهران هم پذیرش داشتیم.

نجفی اضافه می‌کند: همچنین راه‌اندازی این مرکز موجب اشتغال بانوان سرپرست خانوار شده که با خدمات دهی به این مادران مخارج زندگی را تامین می‌کنند.

مدیر مرکز نگهداری سالمندان می‌افزاید: وقتی می‌بینم سالمندی بهبود می‌یابد و حتی می‌تواند از تخت بلند شود و دعای خیر این مادران جزو خاطرات خوش من است و این باعث می‌شود که تمام سختی‌ها را تحمل کنم.

وی ادامه می‌دهد: فقط می‌توانم بگویم که خدا اینجا را اداره می‌کند چراکه در شرایط سخت اقتصادی وقتی به بن بست می‌خوریم انگار این دست خداوند است که از یک راهی به ما کمک می‌کند.

نجفی ابراز می‎کند: برخی از رفتارها از سوی فرزندان بسیار دردناک است چراکه مادر خود را در خیابان رها کرده و می‌روند، حتی عده‌ای هم حاضر نمی‌شوند که به دیدار مادرشان بیایند.

مدیر مرکز نگهداری سالمندان می‌گوید: به لحاظ جسمی تمامی مراقبت‌ها برای مادران صورت می‌گیرد اما آسیب‌های روحی و روانی بسیار سخت است و ما نمی‌توانیم جای فرزندان آن‌ها را بگیریم.

به گزارش شاخص، امیدواریم قدردانی و محبت به مادر محدود به روز مادر و مناسبت‌های خاص نشود و تا دیر نشده جایگاه و ارزش این گنج گران بها را بدانیم.

قطعا در این ایام مادرانی چشم به راه نشسته‌اند که با جرعه‌ای محبت سیراب شوند؛ کافیست گوش فرا دهیم، نوای لالایی به گوش می‌رسد… آن‌ها را به غفلت نسپاریم!

انتهای پیام/ ۱۳۰۰

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار