خون سرخی که در جوش و خروش است - پایگاه خبری شاخص
کد خبر: 172985
تاریخ انتشار: ۱ مهر ۱۳۹۷ - ۱۰:۳۹
یادداشت روز؛
شاخص : حماسه آفرینی امام حسین(ع) و یارانش در روز عاشورا تا انتهای تاریخ ماندیست و هیچ چیز نمی تواند از گرمای آن بکاهد، این شور حسینی در هزار و سیصد و اندی سال که از واقعه کربلا می گذرد هرگز فروکاسته نشده و همواره پر رنگ تر می شود.

به گزارش خبرنگار اجتماعی شاخص، تاریخ تکرار شدنی است، گاهی حوادث تاریخی به گونه ای تکرار می شود که آدمی را متحیر می سازد، تقابل میان خیر و شر از اول تاریخ تاکنون بوده و هست.

حق و باطل همواره در کنار هم زیسته‌اند، قطب‌های اهورایی و  اهریمنی سرتاسر عالم را فراگرفته است و این دو نیرو همواره در حال جدالند؛ گاهی نیروی شرّ به اندازه نیروی خیر تواناست، تا جایی گاه گاهی به ظاهر غلبه با این نیروست امّا سرانجام این نیروی خیر است که بر شرّ سیطره می یابد.

با وجود این، ستیز میان روشنایی و تاریکی در هزاره سوّم هرگز پایانی نخواهد داشت زیرا این ستیز، سبب تداوم هستی است اما آنچه که اهمیت دارد درس گرفتن از تاریخ است؛ از دنیای پر از خیر و شری که همواره در حال تکرار شدن است.

هزار و سیصد و سی و اندی سال پیش، آن زمان که نیروی شر (یزید) و عواملش در امت اسلامی فساد و تباهی و ظلم می کردند، آن زمان که منکر ها معروف و ضد ارزش ها ارزش شده و فرهنگ نهی از منکر و امر به معروف از جامعه رنگ باخته و اخلاق انسانی و اسلامی رو به زوال بود، حسین بن علی عـلیه السلام به مـیدان جهاد قدم نهاد تا اساس و پایه اسلام را بار دیگر استوار سازد و امت جدش رسول الله (ص) را اصلاح کند و به انسان هاى زیر بار ظلم و ستم بیاموزد که چگونه مى تـوانند به حقـوق خـود برسند و حریت و آزادى از دست رفته را باز یابند.

امام تصمیمش را گرفته بود و حجت خود را بر همگان تمام کرده بود، تا جایی که اهل و عیالش را نیز با خود همراه ساخت. مردم کوفه در عراق پس از مرگ معاویه نامه‌های فراوان در پشتیبانی از امام حسین علیه‌السلام امضاء کردند و آن حضرت را به کوفه فراخواندند، اما حُب دنیا و طمع کسانی که درد دین نداشته و به دنبال ریاست و مقام در سایه حکومت بودند، همچنین تهدید و تطمیع امویان بر مردم و جهل و نادانی کوفیان و عدم بصیرت در شناخت حق و باطل آنان را به سمت عهد شکنی با رهبر و امام جامعه کشاند. و کوفیان شدند مظهر بی وفایی و بی چشم و رویی.

جهل و نادانی کوفیان (مردم جامعه) از یک طرف و فضاسازی امویان(دشمنان اسلام) بر علیه اولادعلی(ع)؛ حال چه از طریق دروغ پردازی، شایعه پراکنی، تحریف معارف ، تغییر فرهنگ عمومی و تحول ارزش‌های دینی و دگرگونی آنها و چه از طریق وعده های دنیایی و مادی از طرف دیگر، همه و همه سبب ساز این فاجعه بزرگ تاریخ گشت.

در این میانه بسیاری بر امام حسین(ع) و یاران گرامی اش به بهانه خروج از دین جدش شمشیر کشیده و یاغی شدند، عده ای خواص بی بصیرت بر امام خرده گرفته و او را به سبب این قیام آن هم با اهل و عیال مورد شماتت قرار دادند.

برخی عوام جاهل بی تفاوت نشسته و تنها نظاره گر این حادثه بودند و به بهانه بیماری، عیالواری، کسب و کار و… هزاران بهانه ی واهی از یاری امام(ع) سرباز زدند؛ عده ای هم خود را به خواب زده و اعلام بی اطلاعی کردند.

درست است که امام در قیام خود بر مردم حکمی صادر نکرد و همراهى با امام واجب عینى نبود، اما همین همراهی با امام(ع) و تحمل سختى ها موجبات کسب درجات و مقاماتی شد که تا قیام قیامت ستودنی است و گذر زمان هیچگاه از رنگ این حماسه آفرینی ها نکاسته است، بلکه روز به روز پرفروغ تر می گردد. و همین عدم همراهی برای کسانی که ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام را شنیده و سکوت  اختیار کردند موجبات خسران و ضرر دنیوی و اخروی است.

حق ماندیست

آری حق ماندیست و باطل رفتنی، حماسه آفرینی امام و یارانش در روز عاشورا تا انتهای تاریخ ماندیست هیچ چیز نمی تواند از گرمای آن بکاهد، این شور حسینی در هزار و سیصد و اند سالی که از واقعه کربلا می گذرد هرگز فروکاسته نشده است همواره پر رنگ تر می شود. آری عشق حسین(ع) در دل های شیعیان خیمه زده است که اگر غیر از این بود هر ساله رودهای خروشان شیعیان را از سرتاسر جهان بر اقیانوس عظیم کربلا در اربعین سراریز نمی شد و حادثه کربلا مانند سایر  قیام های تاریخ به فراموشی سپرده می شد.

کجایند کاخ ها و سراهای معاویه و یزدیان؟ کجایند اموال، خدم و حشم امویان؟ کسی از عاقبت آنها خبر دارد؟ سور و ساتشان پس از پیروزی در قیام به چه کارشان آمد؟ چه کسی رسوا شد؟ و… اینجاست که می توان معنای دقیق آیه ۸۱ سوره اسرا را با جان و دل چشید « وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا  و بگو حق آمد و باطل نابود شد آرى باطل همواره نابودشدنى است (۸۱)»

تاریخ تکرار شدنی است

بعد از حادثه عاشورا عده ای برای همیشه تاریخ لعن و عده ای به معنای واقعی رستگار شدند و در این بین بسیاری از عامه مردم هم در حسرت و خسران، آرزوی رستگاری در معیت مولایشان را با خود به گور بردند. البته این حسرت و اندوه تا امروز هم پا برجاست.

آری آرزوى رستگار شدن و رسیدن به فوز و فیض شهادت در رکاب ولى خدا، براى ‌کسانى که در معرکه کربلا نبوده ‌اند، آرزوى شیرینى است «فزتم والله فلیت‌ انى معکم فافوز فوزا عظیما»، «یا لیتنى کنت معکم فافوز فوزا عظیما»، اما جلوه این آرمان والا در هر عصرى مى‌تواند آشکار شود، چرا که ‌وقتى هر روز عاشورا و همه جا کربلا باشد و خط جهاد و شهادت به روى پیروان حق ‌گشوده باشد، صداقت در این ادعا در جبهه‌ هاى نبرد با ستمگران دیده مى‌شود و نه منحصرا به چند قطره اشک. نمونه آن در جبهه‌ هاى دفاع مقدس در جمهورى اسلامى مکرر دیده شد.

جمله ‌«یا لیتنا…» هم اعلام موضع و جانبدارى از برنامه و حرکت عاشورایى شهداى کربلاست، هم اعلام ‌آمادگى براى حضور در کربلاهاى مکرر تاریخ. جنگ حق بر علیه باطل همواره در حال شکل گیری است، این جنگ گاهی مانند دوران دفاع مقدس نظامی است و گاهی مانند امروز اقتصادی و اجتماعی است، اگر مرد راه هستیم، اگر آرزوی همراهی با امام شهیدمان و رستگاری راه بزرگش را داریم باید در کربلای امروز با یزدیان جنگ نرم و اقتصاد مبارزه کنیم.

با خودمان چند چندیم؟

باید به احوال و رفتار امام و یاران گرانقدرش توجه کرد تا فداکاری و هنر عشقبازی را درک کرد. باید فهمید مطیع امر امام بودن یعنی چه؟ باید دانست ایثار و از خود گذشتگی یعنی چه؟ و گرنه گریه بر امام شهیدی که در بین ما نیست کار سختی نیست. عشق و محبت در جای خود ولی مطیع امر بودن هم جای خود دارد. چه بسا افراد بسیاری که بر امام شمشیر کشیدند همه او را می شناخته و از اعماق وجود او را دوست داشته اند اما حب دنیا و عدم بصیرت و سوار شدن بر موج جامعه آنها بدین سمت کشاند. در تاریخ داریم عمرسعد هم او که راه را بر اباعبدالله (ع) و یارانش بست از محبین حضرت بود .

الإرشاد می‌نویسد: خواهر امام، زینب علیهاالسلام به درگاه خیمه آمد و عمر بن سعد بن ابى وقّاص را ندا داد: واى بر تو، اى عمر! آیا ابا عبدالله را مى‌کُشند و تو نگاه مى‌کنى؟! عمر، پاسخش را نداد. زینب علیهاالسلام بانگ زد: واى بر شما! آیا مسلمانى میان شما نیست؟! هیچ کس، پاسخى به او نداد.

آری تنها محب بودن کافی نیست. اینکه با شنیدن عبارت «یا لیتنا کنا معک».. بر سر و سینه بکوبیم، فریاد بزنیم و گریه کنیم کافی نیست. باید خودمان را در آن زمان و آن موقعیت قرار دهیم که آیا واقعاً در آن شرایط ما با امام همراه می شدیم و یا سوار بر موج جاهالانه جامعه در برابرش صف کشی می کردیم؟ آیا دروغ پردازی ها شبهه پراکنی ها در ما اثر می کرد و یا نه؟ آیا وعده ی پول و مقام ما را از همراهی با رهبرمان باز می داشت یا نه؟ آیا مطیع امر بی چون و چرای ولی خود بودیم و… اگر جوابمان خلاف تصور است که باید کلاه مان را به آسمان بگذاریم و بر عقاید خود تجدید نظر کنیم و دیگر دم از محب بودن نزنیم.

زیرا محب واقعی امام حسین (ع) امروز در شرایط سخت اقتصادی مردم، در دورانی که قیمت کالاهای مورد نیاز مردم هرروز بالاتر و قدرت خرید مردم روز به روز پایین تر می آید، به دنبال منافع شخصی نیست،  احتکار نمی کند، فساد نمی کند، کلاه برداری نمی کند، حق را ناحق نمی کند، زیاده خواهی نمی کند، با فخر فروشی نمک بر زخم مردم نمی پاشد، مگر نه اینکه در اوج تحریم آب بر امام و یارانش، کسی در خیمه ها مشک ها را سوراخ نمی کرد، کسی دزدکی آب نمی خورد، کسی چند برابر دیگران آب نمی خورد، همه یاران امام به دنبال شکستن تحریم آب بودند.

چطور می شود مدعی عشق به امام بود اما نسبت به هم نوع خود بی تفاوت بود. چطور می توان برای شکستن حرمت ناموس امام گریست ولی نسبت به ناموس شیعه در جامعه بی تفاوت بود. چه طور می شود دم از عشق علی (ع) و اولاد او زد ولی در عمل عدالتش را زیر سوال برد؟ چطور می توان بر علیه ظلم و ستم روا داشته بر اهل بیت پیامبر محزون شد اما نسبت به ظلم و ستم دشمنان اسلام بر علیه شیعیان دنیا سکوت کرد.

نوبت به ما که می رسد

اگر خواهان همراهی با امام خویش هستیم باید تمام اعمال و افکار ما با ایشان همراه بوده و مطیع امر بی چون و چرای امام شد. صرف ادای نماز ، روزه ، شور و اشتیاق برای عزاداری نمی شود ادعای حب و دوستی آل الله را داشت. که چه بسیار ابن سعدها و قاضی شریح ها که  بلندی و کشیدگی لفظ والضالین  شان گوش فلک را کر کرده و اما به سبب عدم فرمان پذیری و حب مقام در عمل پایشان لغزید و خود گمراه شدند. مراقب باشیم مبادا روزی حب و دوستی دنیا ما را از همراهی با امام زمان مان بازدارد و یا به سبب پرکردن شکم ها از مال حرف سخن حق را نپذیریم و ندای “هل من ناصر ینصرنی” امام را لبیک نگوییم. مبادا به سبب گناه بر دیدگانمان پرده ای حایل شود که حقیقت را نبینیم و از دیدار روی امام زمانمان محروم گردیم.

ایام محرم فرصتی است مناسب تا با چنگ زدن بر کشتی نجات امام حسین (ع) و تلطیف روح و روان به سبب اشک و گریه بر مصیبت های اهل بیت پیامبر(ص) خویشتن خویش را بار دیگر بازیابیم و با قلبی آکنده از عشق و محبت در راه اعتلای فرهنگ عاشورا که همانا احیای امر به معروف و نهی از منکر در سایه ولایت پذیری است قدم برداریم تا سایه شوم شر و پلیدی را از جامعه پاک کنیم و به خیر کثیر برسیم.

به قلم؛ نفیسه مهرداد

انتهای پیام/ ۱۳۰۰

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار