شیادان فرهنگی و دروغ بزرگ افسردگی مردم قزوین
کد خبر: 100294
تاریخ انتشار: ۳۱ فروردین ۱۳۹۵ - ۱۲:۱۷
یادداشت
شاخص : همه می دانیم و می‌دانند که آنچه در داخل کنسرت‌هایی از این قبیل اتفاق می افتد نه تنها در راستای تقویت مبانی فکری و عقیدتی نظام جمهوری اسلامی نیست بلکه اختلاط دختران و پسران و رقص و پایکوبی اثرات غیر قابل جبرانی در جامعه پدید می‌آورد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی شاخص‌نیوز، چندی است که در شهر قزوین شاهد تبلیغات گسترده‌ی برگزاری کنسرت توسط یکی از خوانندگان پاپ کشورمان هستیم. فارغ از اینکه تبلیغات گسترده‌ی چنین برنامه‌ای که هیچ تناسبی با فرهنگ اسلامی- ایرانی ما ندارد و جمعیت مخاطب آن در بهترین حالت کمتر از یک درصد جمعیت قزوین را در بر می گیرد، چه نیاتی می‌تواند داشته باشد و چه تبعاتی به دنبال خواهد داشت.

بررسی برخی از زوایای موضوع برگزاری کنسرت ها در شهرهای مذهبی از جمله قزوین که از قدیم الایام به دارالمومنین شهره بوده از چند جهت ضروری به نظر می رسد:

اولا یکی از اهداف انقلاب اسلامی مبارزه با ابتذال فرهنگی روزافزونی بود که در رژیم گذشته بصورت افسار گسیخته در طبقه دربار و مسئولان وقت رواج یافته بود و به تدریج می‌رفت که تاروپودجامعه مذهبی آن دوران را درنوردد.

اگر قرار باشد این ابتذال به تدریج و ازطرق گوناگون دوباره وارد فضای فرهنگی شهر و کشورمان شود این هدف متعالی مورد خدشه واقع خواهدشد.

ترویج موسیقی‌های غربی زمینه‌ساز ابتذال فرهنگی است و آرام آرام پس از تغییر ذائقه مردم ،نوع آن و شیوه اجرای آن نیز دستخوش تغییرات خواهد شد.

کسانی که ازجشن های مبتذل رژیم شاه اطلاع دارند و یا بخاطر می‌آورند قطعاً می‌دانند که این جشن‌ها به یکباره به ابتذالی که برنامه‌هایی نظیر جشن هنر شیراز داشت، مبتلا نشدند بلکه درطی زمان و با دگرگونی ارزش‌ها هر ابتذالی طبیعی جلوه نمود.

“جشن هنر شیراز” یکی از جشن‌هایی است که در رژیم طاغوت برگزار می شد. در این جشن مبتذل‌ترین اعمال اخلاقی به نمایش گذاشته می‌شد بطوریکه آنتونی پارسونز سفیر انگلیس در ایران همان موقع به شاه گفته بود اگر چنین نمایشی در شهر وینچستر انگلستان اجرا شود کارگردان و هنرپیشگان آن از دست مردم جان سالم بدر نمی برند؛ شاه در پاسخ به او فقط مدتی به علامت غرور و مستی خندیده بود.

ثانیا متولیان و مسئولان فرهنگی استان و شهر قزوین متوجه این نکته باشند که برگزاری کنسرت ها نه تنها کوتاهی‌ها و قصور ایشان در رسیدگی به مسایل اولویت‌دار فرهنگی را توجیه نمی کند بلکه فرصتی برای سنجش عیار مدیران فرهنگی را فراهم می کند، مدیرانی که منفعلانه در پاسخ به مطالبه قشر مرفه جامعه مبنی بر دروغ بزرگ افسرده بودن مردم سراغ درمانی می‌روند که خود منشا بسیاری ازدردهاست.

ثالثا مجموعه‌ها و تشکل های خودجوش مردمی درعرصه فرهنگ که در سخنرانی ابتدایی چندسال اخیر مقام معظم رهبری مورد عنایت معظم له قرارگرفته اند متوجه این نکته باشند که اگر در مقابل نفوذ فرهنگی دشمن که از طرق مختلف بویژه ترویج موسیقی غربی بی تفاوت و منفعل باشند می بایست منتظر تغییر ذائقه عموم مردم (نه فقط اقشارمرفه و بی درد جامعه) در عرصه فرهنگ وهنر باشند و آن روز، روزی است که باید فاتحه فرهنگ این مرزو بوم را خواند!

حضرت علی علیه السلام در خطبه ۱۲۱ نهج البلاغه خطاب به اصحاب سست و منفعل خود می فرمایند :

اُریدُ اَن اُداویَ بِکُم و اَنتُم دائِی کَناقِشِ الشَّوکهِ بالشَّوکهِ…

من می خواهم به وسیله شما(دردهای جامعه را) درمان کنم در حالی که خود شما درد(بی درمان) من هستید،همانند کسی که می خواهد با خار، خاری از پای کسی درآورد.

متاسفانه باید گفت این کلام گهربار امیرالمومنین متوجه مسئولانی است که هیچگاه درک درستی از مسایل فرهنگی و اهداف، ضرورتها و آرمانهای یک جامعه دینی و شرایط دیروز امروز و فردای کشور نداشته و ندارند و دربهترین حالت متولیان فرهنگی قشرخاصی از مردم در جامعه هستند؛ مسئولانی که در یک نظام اسلامی و به برکت جانفشانی صدها هزار نفر از بهترین جوانان این مرزو بوم در مسند مسئولیت قرار گرفته اند و شوربختانه باید به ایشان گفت مرا به خیر تو امید نیست ،شرمرسان.

و اما چند نکته؛

  • به لحاظ شکلی برگزاری این قبیل کنسرت ها با ضوابطی که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درخصوص مجریان ، شرکت های تبلیغاتی و شرایط اجرای چنین کنسرت هایی ابلاغ نموده است همخوانی ندارد و متاسفانه هیچ نهاد و ارگانی نیز پاسخگوی این خلا قانونی نیست.
  • دربرگزاری کنسرت هایی ازاین قبیل چند گروه به شرح ذیل دخیل هستند :

گروه اول کسانی هستند که دروغ بزرگ افسرده بودن یک جامعه مذهبی را که توهینی است آشکار به مردم دارالمومنین نسبت می دهند و در ترویج آن به انحای مختلف می کوشند.

گروه دوم مسئولانی هستند که بدلیل عدم آشنایی با مسایل فرهنگی دروغ مذکور را می پذیرند.

گروه سوم کسانی هستند که به مسئولان ناآگاه برای حل مساله دروغین افسردگی مردم مشاوره می‌دهند و برگزاری کنسرت‌ها و جشن‌های خارج از ضوابط شرعی و عرفی و قانونی را ازجمله راهکارهای حل مساله می شمارند.

و نهایتا گروه چهارم که از غفلت برخی متولیان دلسوز فرهنگی و از ناآگاهی برخی دیگر درجهت مطامع مادی خود سوء استفاده نموده و اقدام به اجرای چنین برنامه هایی می کنند که البته می توان بین گروه سوم و چهارم روابط ناپیدایی را جستجو نمود.

  • باگذشت چندماه از انتصاب مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قزوین،اکنون ۲ مطالبه جدی مطرح است که از یکسو چرا با وجود اعیاد و مناسبت های فراوان مذهبی و ملی بویژه در ماههای رجب و شعبان هیچ برنامه ای برای اقشار مذهبی جامعه که عمدتا به لحاظ اقتصادی جزو طبقه متوسط و کم درآمد محسوب می شوند،وجود ندارد
  • ازسوی دیگر چه برنامه ای برای حمایت از تشکل های خودجوش مردمی در عرصه فرهنگی که با صرف هزینه های به مراتب کمتر از یک کنسرت موسیقی، اقدام به برگزاری جشن های چندهزارنفری در اعیادی نظیر نیمه شعبان می کنند وجود دارد؟
  • چرا با وجود تاکیدات مکرر رهبرمعظم انقلاب در خصوص نفوذ فرهنگی و اهمیت آن در مقابل نفوذ امنیتی، اقتصادی و سیاسی، مسئولان امر که داعیه ولایتمداری دارند و مدام از معظم له درسخنانشان هزینه می کنند به راحتی به نمادهای فرهنگی غرب که موسیقی پاپ و کنسرت های مختلط از جمله مهم‌ترین عوامل نفوذفرهنگی محسوب می‌شوند، اجازه ظهور و بروز در جامعه اسلامی می دهند.

و کلام آخر اینکه ؛

همه می‌دانیم و می‌دانند که آنچه در داخل کنسرت هایی از این قبیل اتفاق می افتد نه تنها در راستای تقویت مبانی فکری و عقیدتی نظام جمهوری اسلامی نیست بلکه اختلاط دختران و پسران و رقص و پایکوبی قشر مرفه جامعه و ترویج آن به عنوان یک ارزش از طریق تبلیغات گسترده، علاوه بر تاثیرات مخرب فرهنگی متعددی که دارد باعث سرخوردگی و انزوای اقشار کم درآمد و مذهبی جامعه می شود و این مساله می تواند در میان مدت به انشقاق فرهنگی و چنددستگی اجتماعی منجر گردد.

مسئولان و متولیان فرهنگی و تشکل های خودجوش مردمی و همه کسانی که دستی برآتش فرهنگ این مرزوبوم دارند می بایست برای روزی که تبلی السرائر است و اسرار نهان در آن آشکار می گردد پاسخی شایسته و قابل قبول در محکمه عدل الهی برای قصور و یا خیانت احتمالی در قبال ولی نعمتان این انقلاب و نظام مقدس یعنی امام راحل،شهدای عزیز و مردم داشته باشند.

انتهای پیام /

نویسنده: م.بیانگر

مطالب مرتبط

5 پاسخ به “شیادان فرهنگی و دروغ بزرگ افسردگی مردم در قزوین”

  1. مخاطب شمت گفت:

    برادر عزیز حقوق مفت رو میگیری چرت و پرت هم می نویسی
    مردم نان ندارن بخورن، قسط بانک پدر مردم رو دراورده، امنیت شغلی نیست، فساد، تزلزل خانواده ها روز به روز بیشتر میشه اونوقت توقع داری شادهم باشند، عزیزم سرت رو از زیر برف بکش بیرون نظرات چرند و پرند خودتون رو نمی تونید تو سرمردم فرو کنید

    • محمد گفت:

      دمت گرم درست می گی
      اما چه کسی گفته با کنسرت میشه افسردگی رفع کرد؟
      دوست عزیز من شغل ندارم ، زن ندارم ، پول ندارم اگه برم کنسرت شاد می شم ؟برم کنسرت مشکلات برطرف میشه؟
      این مسولین مفت خور دارند چی می کنند

  2. یه نفر!!! گفت:

    جدای از اینکه تحلیل مسخره ای بود باید بگم انگلیس شهری به اسن وینچستر نداره !!!!!
    وینچستر اسم یه اسلحست، اسم اون شهر منچستره!!

  3. ناشناس گفت:

    از پایگاهی مانند شما بیشتر ازین انتظار نمیره عزیزم ، اگر غیر این بنویسید متعجب میشیم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار