صد عیب چو بگفتی هنرش نیز بگو! - پایگاه خبری شاخص
کد خبر: 170109
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۲:۲۸
طنزگونه به مناسبت روز خبرنگار؛
شاخص : هر سال نزدیک روز خبرنگار که می شود، تازه یادمان می افتد که خبرنگاری هم هست و دغدغه هایی دارد، دغدغه هایی فراتر از آنچه به آن فکر می کنیم و یا در تصورمان است.

به گزارش شاخص، هر سال نزدیک روز خبرنگار که می شود، تازه یادمان می افتد که خبرنگاری هم هست و دغدغه هایی دارد، دغدغه هایی فراتر از آنچه به آن فکر می کنیم و یا در تصورمان است. ما خبرنگارها عادت کرده ایم که در این ایام از مشکلات پایان ناپذیر خود بگوییم و مسئولین محترم هم گوش بدهند، تاییدمان کنند و برایمان پیام های تبریک ارسال کنند، در نهایت قول مساعدت را در جهت رفع موانع کاری بدهند و… اما در واقع آب از آب تکان نخورد.

زبانمان مو درآورد از بس از مشکلات مالی، بیمه، عدم امنیت شغلی، عدم تعامل نهادها با رسانه ها، نداشتن روحیه انتقاد پذیری مسئولین و… حرف زدیم اما نتیجه ای مطلوب نگرفتیم. اصلا انگار خبرنگاری که خود گوش شنوا و زبان گویای جامعه است ، برای بیان حرفهایش مامن و پناهگاهی ندارد و مشکلاتش در پس مشکلات مردم گم شده است.

با همه این احوال بر طبل نا امیدی کوفتن نتیجه ای جز کسالت و رخوت به بار نخواهد آورد. کما اینکه تکرار مکررات هم تاکنون نتیجه ای نداشته است که اگر داشت وضعیت رسانه ها و خبرنگارها اینگونه نبود. پس بنا داریم برای یک بار هم که شده به مزیت های شغل خبرنگاری به بیان طنز بپردازیم تا با مرور کردنش حال دل خودمان نیز خوش شود.

*خبرنگار همراه با مردم، همگام با مسئولین

شاید این خصیصه تنها متخص به خبرنگاران باشد که در کشاکش روزگار همراه با مردم بوده و در کنار آنان نفس می کشند، درد ای آنان را لمس کرده و به قلم تحریر و تصویر کشیده، در مقابل با فلان وزیر و فلان مدیر همگام و هم قدم می شود. این چیز کمی نیست. مثلا یک خبرنگاری که شاید درآمدش از کمترین افراد جامعه هم کمتر است، این اجازه را دارد که در افتتاح فلان پروژه با فلان وزیر هم کلام شود. یا به عنوان مثال در یک جلسه محرمانه که عامه مردم اجازه ورود ندارند، وارد شود، یا با مهمان ویژه مراسمی از مسئول بالا رتبه کشوری گرفته تا فلان خواننده و فلان بازیگر سلبریتی بدون ایجاد مانع عکس سلفی بگیرد. این یعنی نهایت خوشبختی.

*جیب خالی، پزعالی ندارد

یکی دیگر از مزیت های شغل خبرنگاری درآمد پایین آن است، شاید برای تان جای تعجب باشد اما واقعا این گونه است. در جامعه ای که فاصله طبقاتی غوغا می کند و مردم از آقازاده ها و مایه دارها زده شده اند، در جامعه ای که اختلاس و دزدی و فساد مالی خون مردم را به جوش آورده، داشتن درآمد پایین مایه مباهات است، زیرا من خبرنگار با تحصیلات عالیه و درآمد کم تر از یک کارگرساده نشان می دهم که هم زبان و همراه مردم هستم و به هیچ عنوان نقشی در اختلاس ها نداشته ام و دستم پاک پاک است.

*خبرنگاری شغلی شیک

تا به حال به پرستیژ شغل خبرنگاری فکر کرده اید؟ تا به حال به واکنش افراد در قبال شناختن شغل تان توجه کرده اید؟ خودتان را دست کم نگیرید. شما در قامت یک خبرنگار می توانید یک مسئول را به چالش بکشید، با رئیس جمهور مصاحبه کنید و یا فلان وزیر را بازخواست کنید. «صرف نظر از اینکه نتیجه ای برایتان حاصل می شود یا نه و یا اینکه چقدر مورد عتاب قرار گیرید». چه کسی غیر خبرنگار این قدرت را دارد؟ با این توصیفات شغل خبرنگاری در فهرست شغل های لاکچری قرار خواهد گرفت.

شما در شغل خبرنگاری این فرصت را پیدا می کنید که در شیک ترین رستوران های شهر غذا بخورید( البته اگر شانس بیاورید در مراسم افتتاح آن رستوران ، مسئول بلند پایه ای حضور داشته باشد) و یا از نزدیک شاهد افتتاح و کلنگ زنی بزرگترین پروژه های استانی و کشوری باشید. علی برکت اله.

*صبری چنین میانه میدانم آرزوست

خبرنگاری شغلی است که شما را در زمره صبورترین افراد جامعه قرار خواهد داد. شما ممکن است برای گرفتن یک مصاحبه چند دقیقه ای یک سال در نوبت باشید، یا در قبال مطالب منتقدانه خود فحش های بسیار شنیده باشید، گاهی شاید مورد اتهام قرار گیرید و حتی از شما شکایت شود، نگران نباشید این مسائل از شما فردی صبور و با جنبه خواهد ساخت.

*بدعهدی بیمه

آنقدر از نبودن بیمه ناراحت و شاکی نباشید، می گویند این بیمه ها به هیچ کس وفا نکرده، بیمه ها قراردادهای خود را با بزرگترین بیمارستان های ایران قطع کرده اند، شما که جای خود دارید. خودتان را جای بیمارستان ها بگذارید که بعد از کلی منت کشی حالا بیمه ها دستشان را در پوست گردو گذاشته اند، باز خدا را شاکر باشید که از اول قراردادی با شما نبسته اند که دلبسته اش شوید.

*همین که «ترینم» برایم بس است

می گویند که خبرنگاری جز پر خطر «ترین» شغل های دنیاست، پژوهش های علمی نشان می دهد که خبرنگاران در طول دوران خدمت خود در معرض انواع بیماری ها از جمله افسردگی، کسالت، مشکلات گوارشی، عصبی و روانی، اختلالات شدید جسمی، قلبی، تنفسی ضعف بینایی، شتاب زدگی، پرخاشگری، گردن درد و دست درد، بی حسی انگشتان، آرتروز گردن، فراموشی سکته های قلبی و مغزی و… قرار می گیرند، اینها که نام برده شده اصلا اهمیت ندارد. مهم این است که جز «ترین ها» هستیم. به علاوه اینکه دارایی هایمان هم خیلی زیاد است. به قول معروف «چقدر خوبیم ما».

*ارمغان آزادگی

آزادی و آزادگی متاعیست که رایگان بدست نمی آید. اگر خبرنگار هستید و امنیت شغلی ندارید، اصلا آزرده نشوید شما آزاده اید.

از اینکه به خاطر نوشتن یک انتقاد شغل خود را از دست داده اید، یا فردی در رسانه جای شما را گرفته است، ملول و نا امید نشوید، شما رها و آزاد شدید، این است آزادگی که در ازای نداشتن امنیت شغلی نصیبتان گردیده. گوارای وجودتان…

*صنعت گردشگری

ما خبرنگارها بارها شاهد بوده ایم که برای پیگیری موضوعی بارها از این مسئول به آن مسئول، از این اداره به آن اداره پاس کاری شده ایم. این گردش بین طبقات ادارات، این پاس کاری ها را نادیده نگیرید، خشنود باشید شما به صنعت گردشگری کمک می کنید، زیرا گردشگری از خود ما آغاز می گردد، از شغل ما، از این اداره به آن اداره، از این ارگان به آن ارگان…

*موخره

مزیت های شغل خبرنگاری آنقدر زیاد است که پرداختن به تک تک آنها در این مجال نمی گنجد. اما صرف نظر شوخی و طنز خبرنگاری شغلی است به ظاهر لذت بخش و شیرین که در باطن انبوهی از رنج ها و مشکلات طاقت فرسا را به همراه دارد. شغل ما از برون دل می برد و از نزدیک دل می ترکاند. تاب آوردن در این شغل عشق می خواهد و بس. خبرنگاری مقدس است زیرا ارتباط تنگاتنگ با بدنه مردم دارد. زیرا بیانگر دردها و آلام ، نمایانگر شادی ها و امیدهای مردم جامعه است. خبرنگار مقدس است چون می تواند سطح اندیشه و باور و استعداد مردم را رشد و توسعه دهد و بر فرهنگ جامعه تاثیر بگذارد.

خبرنگار مقدس است چون عاشق است، زیرا تنها او می تواند علی رغم تمام ناملایمات و مشکلات مادی و غیر مادی اش از نبرد در جبهه فرهنگی و تلاش در راستای آگاهی بخشی و بصیرت زایی دست بر نداشته و بی مهری ها را برنتابد. آری خبرنگاری شغل عشق است.

به قلم: نفیسه مهرداد

انتهای پیام/ ۱۳۰۰

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار