قبل از ماه رمضان غذا برای خوردن نداشتیم/ روزه گرفتن برایمان سخت نیست - پایگاه خبری شاخص
کد خبر: 105340
تاریخ انتشار: ۲۶ خرداد ۱۳۹۵ - ۹:۵۶
دخترک آدامس فروش:
شاخص : با نگاهی به اندام ظریفش پرسیدم: سخت نیست که هم کار کنی و هم روزه بگیری؟ در پاسخ گفت: نه چون ما قبل از ماه رمضان هم زیاد غذا برای خوردن نداشتیم، الان هم روزه گرفتن سخت نیست، عادت کردیم.

به گزارش خبرنگار اجتماعی شاخص، ماه رمضان امسال نیز همچون سال‌های گذشته با روزهای بلند تابستان تقارن پیدا کرده که فاصله سحر تا افطار طولانی و گرمای هوا حساسیت روزه را بیشتر نمایان ساخته است.

کارگران ساختمانی، معدن، صنعتگران و افرادی که مشاغل سخت دارند، بی‌شک کسانی‌اند که با زبان روزه زیر آفتاب سوزان برای امرار معاش و کسب روزی حلال برای خانواده تلاش می‌کنند و قطعا به فرموده خداوند از اجر و پاداش بسیاری بهره‌مند هستند.

۱۳۹۲۰۷۲۵۱۳۳۴۰۲۶۰۶۱۳۶۵۹۸۴

جهت تدارکات سفره افطاری سری به بازار زدم…. هرچه قدر به ساعات افطار که نزدیک می‌شدیم بازار از هیجان خاصی برخوردار می‌شد؛ رکاب‌های تند پسر دوچرخه سوار برای رساندن نان به خانه و یا دختر بچه‌ای ۶ ساله‌ با چادر گلدار و سفید که با گام‌های بلند، خود را هم پای مادر کرده و تعجیل افراد برای سرعت دادن به کارها و رسیدن به سفره افطار شور و شوق را به جانم انداخت که باعث شد ناخودآگاه لبخند مهمان لبانم شود.

سر چهارراه پشت چراغ قرمز وقتی در انتظار تاکسی بودم، صدایی ضعیف توجهم را جلب کرد: خانم میشه‌ ی آدامس از من بخری؟؟

معصومیت چشمان و لبان خشکش بی‌اراده سئوال ذهنم را به زبان آوردم: دختر جون چند سالته؟

با همان چشم‌های معصومش نگاهی به دستانم کرد و گفت: ۹ سال. پرسیدم: روزه‌ای؟ این بار با افتخار گفت: امسال اولین ساله که روزه می‌گیرم.

با نگاهی به اندام ظریفش پرسیدم: سخت نیست که هم کار کنی و هم روزه بگیری؟ در پاسخ گفت: نه چون ما قبل ماه رمضونم زیاد غذا برای خوردن نداشتیم که الان سختمون باشه دیگه عادت کردیم.

دخترک ادامه داد: بابام خیلی وقت مرده، مامانم زیاد کار میکنه ولی من و داداشم هر وقت تعطیل باشیم دست فروشی می‌کنیم تا بتوانیم خرج روزانه خودمون را تامین کنیم.

بعد با اشاره به پسر جوانی که در آن سوی خیابان گفت: اونم داداشمه؛ چون بزرگتر از منه ماه رمضون زود منو میفرسته خونه تا اذیت نشم.

 گفتم تشنگی و گرما اذیتت نمی‌کنه؟ گفت: مادرم بهم یاد داده که اگه تشنه شدم چند بار آب به صورتم بزنم؛ اینجوری خوب میشم.

بعد از جدا شدن از دخترک در کل مسیر ذهنم مشغول زندگی آن کودک بود که چرا سن ملاک بزرگی افراد نیست، این دختر کوچک مطالبی را به من یاد داد که در سر هیچ کلاس و درسی آموزش نمی‌دهند.

در ماه رمضان از هر فردی می‌پرسی چرا روزه می‌گیری همان جواب نخ‌نمای همیشگی را می‌دهد…برای همدردی با ضعفا و گرسنگان…!

کدام مستمند، کدام کودک خیابانی، کدام زن بی پناه صبح بیدار می‌شود، پای سفرهای هفتاد رنگ می‌نشیند و تا خرخره می‌خورد و بعد تا غروب در خنکای کولر می‌خوابد و هنگام افطار باز بساط غذای رنگارنگ پهن می‌کند؟؟؟

گرسنگی کشیدن من و تو کدام گرسنه را سیر می کند؟

دروغ نگفتن و فرو نبردن گرد و خاک غلیظ به حلق،کدام بچه یتیم را لباس می‌پوشاند؟؟؟

دستانی که کمک می‌کنند پاک‌ترند از لبهایی که دعا می‌کنند…

انتهای پیام/۷۰۰

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار