ایران جانبی

مرور نوستاآلژی‌های نوروزی در روزهای ‌کرونایی/ نوروزخوانی‌هایی که خبر آمدن بهار را می‌دادند - پایگاه خبری شاخص
کد خبر: 204484
تاریخ انتشار: 25 مارس 2020 - 9:35
شاخص گزارش می‌دهد؛
شاخص : ما سال‌های زیادی است که خودمان را از بسیاری از سنت‌های شب عید محروم کرده‌ایم و امسال که به دلیل مراقبت و ملاحظات شخصی و اجتماعی ناشی از کرونا، از آن‌ها منع شده‌ایم دلمان بدجور هوایشان را کرده است.

به گزارش شاخص، امسال عیدمان با سال‌های دیگر فرق می‌کند، این روزها به هر محفلی که می‌رسی، بحث “کرونا” داغ است، ویروس ذره‌بینی منحوسی که شادی و نشاط هرساله شب عید را با خود برده است. مهمان ناخوانده‌ای که علی رغم تمام پیشگیری‌ها و پیش بینی‌ها حالا گریبانگیر هموطنان و همشهریان عزیز شده است. آن هم درست در زمانی که مردم خود را برای سال نو آماده کردند.

کرونا بد است و منحوس، اما یادمان آورد که چه نعمت‌های بزرگی در دسترسمان بوده و هست و ما از آن غافلیم. همین دور دور کردن‌های ما در خیابان‌های شهر، همین چرخ زدن‌ها در بازار و پاساژهایی که برایمان ساده و یکنواخت هستند، همین پیاده رویی روزانه برای خرید مایحتاج زندگی، همین نفس کشیدن در هوای شهر. احوال پرسی‌ها، روبوسی‌ها ، دست دادن‌های بی‌دغدغه‌مان.

حالا که کرونا آمده دلمان حتی برای ترافیک‌های خیابان امام خمینی(ره) هم تنگ شده است. دلمان برای خریدهای کسل کننده و نمازجماعت‌های روزانه مان تنگ شده است. اصلا حالا که در خانه‌ایم دلمان می‌خواهد تمام سنت‌های شب عید را تک تک به جا بیاوریم. آدم است دیگر؛ وقتی از چیزی منع می‌شود نسبت به آن حریص‌تر می‌شود!.

چند سالی است که دیگر کمتر بوی سمنوپزان و عطر خوش شیرینی‌های قزوینی از تک تک خانه‌ها به مشام می‌رسد. سال های زیادی است که دیگر کسی نوروزخوانی نمی‎کند، چهارشنبه آخر سالمان که پر شده از صدای نخراشیده ترقه و نارنجک. کسی قاشق زنی نمی‌کند و کسی خودش سبزه نمی‌کارد.

بله. ما سال‌های زیادی است که خودمان را از بسیاری از سنت‌های شب عید محروم کرده‌ایم و امسال که به دلیل مراقبت و ملاحظات شخصی و اجتماعی ناشی از کرونا، از آن‌ها منع شده‌ایم دلمان بدجور هوایشان را کرده است. این فرصت مجالی است تا بار دیگر با مطالعه و مرور سنت و رسوم قدیم قزوین؛ در صدد زنده کردن و رواج آن در زندگی امروزه خود باشیم.

سمنو پزان؛

سمنوپزی نه تنها بخشی از سنت بلکه بخشی از اعتقاد و باور مذهبی مردم قزوین در شب عید است زیرا سمنو نه تنها برای سفره هفت سین بلکه به نیت حاجت و نذری پخته می‌شود و اعتقاد بر این است که سمنو طعم شیرین خود را از سر انگشتان فاطمه الزهرا(س) می‌گیرد. البته مراحل پخت سمنو به همین سادگی ها نیست از مرحله آمادگی گندم تا پخت سمنو چند روزی زمان لازم است که عموما دسته جمعی و مشارکتی صورت می‌گیرد.

خاله‌ها، عمه‌ها، فامیل، آشنا و بانوان همسایه همه و همه به نحوی در آماده کردن آن مشارکت می‌کنند تا برای توزیع در بین همسایگان و اقوام محیا شود. روح معنویت با این آیین گره خورده است چراکه با فرستادن صلوات بر پیامبر(ص)، خواندن زیارت نامه حضرت زهرا(س)، و دعای توسل، زیارت عاشورا فضا معطر می‌شود.

سمنوپزان یکی از زیباترین و معنوی‌ترین سنت‌های قزوینی‌ها در شب عید است که این مراسم سنتی در سال ۸۹ در فهرست میراث معنوی کشور به ثبت رسیده است. متاسفانه در بسیاری از خانواده‌ها فراموش شده و تنها در بخشی از محله‌های قدیمی دیده می‌شود و اکثر شهروندان به خرید یک پیاله کوچک از کنار خیابان برای سفره هفت سین خود بسنده می‌کنند.

چهارشنبه سوری یا “کله چهارشنبه”؛

مراسم “کله چهارشنبه” یکی دیگر از آداب و رسوم قدیمی مردم قزوین است که در طول زمان بسیار مورد تحریف قرار گرفته، درواقع آنچه که ما امروز به عنوان چهارشنبه سوری می‌شناسیم صددرصد با چهارشنبه سوری‌های قدیم متفاوت است، تنها وجه اشتراکش روشن کردن آتش است.

قدیم‌ترها جشن چهارشنبه آخر سال با همنشینی، قاشق‌زنی، بخت‌گشایی، فالگوش‌نشینی، کوزه شکستن، شال اندازی و فال گرفتن همراه بود؛ چهارشنبه آخر هرسال خانواده‌های قزوینی کنار یکدیگر جمع می‌شدند و با برپا کردن آتش به جشن ‌و پایکوبی می‌پرداختند.

مراسم قاشق‌زنی چهارشنبه سوری امروزه به طور کلی به فراموشی سپرده شده که در آن دختران و پسران جوان و کودکان فامیل، چادری بر سرخود کشیده و با یک کاسه و قاشق به درب خانه فامیل و آشنایان می‌رفتند، صاحبخانه از صدای قاشق‌هایی که به کاسه‌ها می‌خورد نیز به در خانه آمده و آن‌ها را پر از تنقلات، شیرینی و شکلات می‌کرد.

بزرگترهای فامیل با تفالی بر حافظ برای جوانترها فال می‌گرفتند؛ همچنین هنگام غروب آفتاب بوته‌های خار و خاشاک و تمام وسایل دور ریختنی که در طی خانه تکانی جمع کرده بودند را آتش می‌زنند و با گفتن جمله “زردی من از تو، سرخی تو از من” از روی آن می پریدند و پس از تمام شدن آتش خاکستر آن را به بیرون از خانه می‌ریختند تا بلا و نکبت از خانه و اهالی آن دور بماند.

“فالگوش نشینی” هم برای خودش رسم جالبی بوده، اینکه در روز چهارشنبه سوری و یا روزهای آخر سال، اهالی خانه پشت درب منزل منتظر گذر اولین عابر مانده و به حرف‌های او گوش می‌دادند، اگر عابر از مال و ثروت، عروسی و کسب و کار صحبت می‌کرد آن را به فال نیک گرفته و برای سال جدید نشانه شگون و خوشبختی می‌دانستند.

رسم دیگری که در شب چهارشنبه سوری قزوینی‌ها داشتند، بیرون کردن پسران جوان و دختران دم بخت، کمی قبل از اذان مغرب از خانه بوده است. جالب‌تر اینکه آنها را با جارو و خاک انداز از خانه بیرون می‌کردند و تا پایان اذان اجازه ورود به خانه را نداشتند؛ این کار به این هدف بوده است که در سال جدید بخت این جوانان باز شود و به خانه بخت بروند.

نوروز خوانی؛

از دیگر آداب و رسوم مردم قزوین در نزدیکی ایام عید، “نوروزخوانی” و “کوسه گلین” است، این رسم چیزی شبیه به عموفیروزهای امروزی است که هرساله برخی از افراد که عموما از روستاهای اطراف قزوین بودند نیز به شهر می‌آمدند و با خواندن ترانه‌های شاد با مضمون مذهبی و سال نو؛ فرارسیدن بهار را به مردم بشارت می‌دادند.

اهالی خانه‌ها با شنیدن صدای نوروز خوان؛ پنجره‌ها و درب‌های خانه‌ها را باز کرده و به تماشای شعرخوانی او می‌نشستند و با دست افشانی و پایکوبی با او همراهی می‌کرده و پس از اتمام اشعار نیز با دادن هدایایی از پول و شیرینی گرفته تا تنقلات و البسه از وی استقبال می‌کردند.

بخشی از ترانه‌ای که در نوروزخوانی می‌خواندند به این شرح بوده است: «همی خوانم امام اولین را / شه کشور امیرالمومنین را/ وصی و جانشین یعنی علی (ع) را/ به یاسین و به طه و تبارک/ شما را سال نو باشد مبارک

امام دومین هم دسته ی گل/ شفاعت می کند او بر سر پل/ حسن بابش سوار است او به دلدل/ به یاسین و به طه و تبارک/ شما را سال نو باشد مبارک

امام سومین شاه جهان است/ بود نامش حسین شاه یگانه است/ محمد را به محراب می رساند/ به یاسین و به طه و تبارک/ شما را سال نو باشد مبارک…» بدین صورت ثنای دوازده امام خوانده می‌شده است تا سال خود را متبرک به نام ائمه اطهار(ع) کنند.

سنت نوروزخوانی این روزها اگر چه از فرهنگ شهری ما دور گشته و جای خود را به رقص و پایکوبی حاجی فیروزها داده است اما در برخی روستاهای منطقه الموت و طالقان هنوز برپاست.

شیرینی پزی؛

یکی از رسومی که از قدیم تاکنون به قوت خود باقی مانده است و بین کدبانوهای قزوینی نسل به نسل منتقل شده است، سنت شیرینی پزی برای استقبال از عید نوروز است. اگر چه سبک و سیاقش کمی فرق کرده است اما شکر خدا همچنان پابرجاست. دمدم‌های عید از هر کوچه و برزنی که عبور می‌کنی عطر هل و گلاب شیرینی مستت می‌کند؛ این عطر و بو نشانه جریان زندگی در بین خانواده‌هاست.

نان چایی، نان نخودی، نان قندی، نان نازک، نان برنجی، نان چرخی، اتابکی، نارگیلی، پادرازی، گردویی، قرابیه و گل سرسبدشان باقلوای قزوین که هر کدام با عطر و طعم مخصوص خود دلربایی می‌کنند.

بعید است قزوینی باشی و تاکنون درگیر پخت و پز شیرینی در خانواده خود و فامیل نشده باشی. از خمیر گرفتن، قالب زدن، تزیین کردن و پختن. برای پخت هر کدام از این شیرینی‌های خوشمزه حداقل سه الی چهار نفری نیاز است، کسی که خمیر شیرینی را درست می‌کند، کسی که قالب می‌زند، کسی که به فراخور هر شیرینی تزئینات خاص آن را انجام می‌دهد مانند ریختن کنجد بر روی نان چایی یا ریختن خرفه بر نان قندی و کسی که سینی‌های آماده پر از شیرینی را در آپولو (فرهایی دستی‌ای که در قدیم روی چراغ علاالدین قرار می‌دادند) یا فر قرار می‌دهد. در قدیم علاوه بر فرآیند شیرینی پزی حتی مراحل آماده کردن مواد اولیه آن هم به صورت خانگی و دستی انجام می شده است، مانند درست کردن آرد از گندم، پودر پسته و بادام، پودر قند و سایر مواد که باید آماده می‌شد.

یکی از شاخصه‌های شیرینی‌های سنتی قزوین، ماندگاری بالا و به صرفه بودن آنهاست، همین امر سبب می‌شود که افراد زیادی از اقصا نقاط کشور بخصوص از استان‌های همجوار هر ساله شیرینی عید خود را از قزوین تهیه می‌کنند.

پنجاه بدر؛

قزوینی‌ها علاوه بر سنت سیزده بدر که مردم تمام ایران از خانه‌ها بیرون زده و به دامان طبیعت می روند، در۱۹ اردیبهشت بار دیگر به دامان طبیعت بویژه به مصلی شهر قزوین رفته و علاوه بر جشن و شادمانی، با خواندن نماز باران از خدا طلب باران می‌کنند، به این مراسم ویژه مردم قزوین پنجاه بدر گفته می‌شود.

خانواده‌های قزوینی معمولا در این روز با خوراکی‌های فراوانی همچون شیرینی‌های سنتی قزوینی، آجیل‌های باقی مانده از عید و دیماج از خود پذیرایی می‌کنند. امسال که مهمان ناخوانده‌ای چون کرونا، دید و بازدید در ایام عید نوروز را از ما گرفته است، اگر به امید خدا تا اردیبهشت ماه دست از سر ما و کشورمان بردارد، پنجاه بدر بار سیزده بدر و دید و بازدیدهای به فنا رفته را به دوش خواهد کشید.

به گزارش شاخص، سنت و آیین های ما در گذشته همگی علاوه بر نشاط، روح معنویت با خود به همراه داشته است و از همه مهمتر اینکه همگی جنبه اجتماعی و مشارکتی داشته است.

کاش حالا که به جبر زمانه از دید و بازدیدهای عید و خرده سنت‌هایی که باقی مانده محروم شده‌ایم، حالا که به خاطر حفظ جان خود و همشهریان‌مان مجبور به خانه نشینی هستیم، قدر تک تک لحظه‌های باهم بودن را بدانیم و از کنار هم بودن‌مان لذت ببریم و به سنت‌های دیرینه شهر خود فکر کرده و به دنبال احیای آن باشیم.

بیایید به خود قول دهیم سال‌های آینده را با برپایی این سنت‌های زیبا و معنوی به استقبال بهار برویم و آن را نسل به نسل به فرزندان خود انتقال دهیم؛ زمانه است دیگر مبادا روزی حسرت همین باهم بودن‌ها را بخوریم.

انتهای پیام/ ۱۳۰۰/م

 

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار