Iranjb.ir

وقتی «آقا» اشتباهم را بخشید +عکس - پایگاه خبری شاخص
کد خبر: 115759
تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۳۹۵ - ۱:۰۲
شاخص : آقا تاکید داشتند که در نگهبانی خواندن کتاب و قرآن نباید باشه باید فکر و ذکر نگهبان به پستی که میده باشه و مسئله دیگری که خیلی برای ایشام مهم بود پوشیدن مرتب لباس و پوتین بود که گفتند پاسداری که بند پوتینش باز باشه به درد نمی خوره.
۳۳۱۰۵۸_۱۹۴

به گزارش شاخص نیوز، بمدت سه ماه رفته بودم جبهه که در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۶۰ برگشتم برای ادامه تحصیل. دیگه کلافه بودم. همه ش فکرم جنگ بودم وتصمیم گرفتم برای عضویت در سپاه؛ تا مدت جبهه هایم زیاد بشود و تا پایان جنگ بمانم.

در تاریخ ۶ دیماه ۱۳۶۰ به عضویت سپاه در آمدم و من را تقسیم کردند بین گردان های سپاه. من به گردان ۹ سپاه رفتم و اولین روز خدمتم قرار شد در نهاد ریاست جمهوری (زمانی که امام خامنه ای رئیس جمهور بودند) نگهبانی بدهم.

چون زیاد توجیه نبودم، وقت نگهبانی به کندی برایم می گذاشت و تصمیم گرفتم در حال پست دادن ورزش کنم. اسلحه را روی دوشم گذاشته بودم و برای خودم پا مرغی و نشست و برخاست می دادم. مشغول ورزش بودم که دیدم پاس پخش آمد. سریع خودم را جمع و جور کردم؛ گفت: لازم نیست دیگه پست بدی! گفتم: چرا؟… گفت: نگاه کن به پنجرهای روبرو. خود آقا زنگ زده وگفته تو را عوض کنم.

دیدم وای، آقای خامنه ای ورزش من را در موقع نگهبانی نگاه می کرده و من در حدود نیم ساعت ورزش کرده بودم. دیده اند من تمام فکر و ذکرم شده ورزش و کاری به نگهبانی ندارم؛ به پاس پخش گفته بودند که من را تعویض کند.

وقتی «آقا» اشتباهم را بخشید +عکس


برادر فیروز احمدی، نفر چهارم از چپ

خیلی از این جریان ناراحت بودم چون باید۲۴ ساعت آنجا می بودیم تا گروه بعدی می آمد و ما به استراحت می رفتیم. بعد از خواندن نماز صبح بود گه دیدم آقا به تنهایی به طرف آسایشگاه ما می آید. من سریع جلو رفتم و سلام کردم و گفتم: من رو ببخشید… آقا جواب سلام را که داد، فقط تبسمی کرد و از کنارم رد شد و گفت: همه بچه ها جمع شوند تا برایشان صبحت کنم… نیم ساعت راجع به مسائل انضباطی و نگهبانی صبحت کردند ولی چون من در آن جمع بودم، به اتفاقی که افتاده بود اشاره ای نکردند تا خجالت نکشم.

ایشان گفتند: در نگهبانی خواندن کتاب و قرآن نباید باشه، باید فکر و ذکر نگهبان به پستی که میده باشه… و مسئله دیگری که خیلی روی آن تأکید داشتند، پوشیدن مرتب لباس و پوتین بود که گفتند: پاسداری که بند پوتینش باز باشه به درد نمی خوره!

بعد از آن هم کمی وقت برای سئوال و جواب و گفتگو گذاشتند و مقداری هم از کتابخانه ای که درست کرده بودیم بازدید کردند. آنجا بود که متوجه شدم چقدر آقا مهربان و دوست داشتنی است چون بخشیده شدم بدون اینکه تنبیهی بشوم. از آن به بعد سعی کردم در دروان خدمت بخصوص نگهبانی جزو بهترین ها باشم.

 

منبع: صراط

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

آخرین اخبار