ایران جانبی

پیروزی‌های جنگ تحمیلی با حماسه‌آفرینی جوانان رقم خورد/ اگر از ولایت فقیه غافل شویم، باخته‌ایم - پایگاه خبری شاخص
کد خبر: 196470
تاریخ انتشار: ۳ مهر ۱۳۹۸ - ۹:۰۸
فرمانده دوران دفاع مقدس در مصاحبه با شاخص:
شاخص : فرمانده دوران دفاع مقدس گفت: هرچه داریم و هرچه که خواهیم داشت از ولایت فقیه است اگر یک قدم عقب بمانیم، باخته‌ایم و اگر یک قدم جلو برویم باز هم باخته‌ایم.

به گزارش خبرنگار فرهنگ و هنر شاخص، امسال تقارن زیبایی در بین هفته دفاع مقدس و ماه عزای حسینی به وجود آمده است و جان فشانی‌ها و رشادت‌های رزمندگان اسلام و خون پاک شهدا و تشنگی بچه‌های کانال کمیل و اسارت‌ها و دلتنگی‌ها همه و همه تداعی‌گر واقعه کربلاست.

در دفاع مقدس چه بسیار جوانانی بودندکه به عنوان فرمانده یا رزمنده در جبهه‌های جنگ تحمیلی حضور یافتند و اجازه تعرض دشمن به حتی یک وجب از خاک این مرز و بوم ندادند؛ همچنان شاهد ادامه راه شهدا توسط جوانان امروز هستیم و یاد و خاطره این فرماندهان و ایثارگری‌های آن‌ها برای ما زنده است.

هفته دفاع مقدس فرصت مناسبی بود تا دقایقی را به گفت‌وگو با یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس بپردازیم؛ حاج احمد حیدری ۶۳سال دارد که در سن ۲۱ سالگی وارد جبهه‌های جنگ تحمیلی و از سال ۵۹ عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد که در سال ۸۵ هم به بازنشستگی رسیده است.

وی با تبریک هفته دفاع مقدس اظهار می‌کند: پیش از اعزامم به جبهه، عمویم در سال ۵۹ در شهر ایلام در منطقه میمک به شهادت رسیده بود و خانواده‌ام کاملا آمادگی این را داشتند که وارد سپاه شوم و خودم هم دوست داشتم چراکه می‌دانستم در این راه عاقبت بخیری است.

این فرمانده قزوینی می‌افزاید: یکی از برادرانم به نام مسلم حیدری بعد از من که به سپاه ملحق شده بود در عملیات بیت المقدس در آزاد سازی خرمشهر شرکت کرده و در پادگان حمیدیه به شهادت رسید.

حیدری می‌گوید: افتخار این را داشتم که با حاج حمزه قربانی، شهید حاج رضا حسن پور، شهیدیوسفعلی حیدری، شهید هادی نجفی و بسیاری دیگر از رزمندگان و شهدا همرزم باشم و در عملیات‌های خیبر، بدر، والفجر۸، والفجر ۱۰، کربلای ۴، کربلای ۵، پاسگاه زید و شیخ محمد حضور داشتم.

فرمانده دوران دفاع مقدس عنوان می‌کند: پیش از اعزام به جبهه ازدواج کرده بودم و فرزند اولم متولد شده بود و اگر بخواهم از حال و هوای جبهه برایتان بگویم بسیار سخت است.

وی با بیان اینکه سه بار در طول جنگ مجروح شده‌ است، می‌گوید: جنگ به معنای واقعی یعنی تیر، گلوله، اسارات، سر از تن جدا شدن و دست و پا شکستن است.

این فرمانده قزوینی درباره اولین مجروحیتش می‌گوید: یک روز به همراه  حاج احمد اللهیاری برای تعمیر پدافند چهار لول به آن طرف اروند رفتیم که کاری از دستمان بر نیامد؛ یکی از بسیجیان رفت و آن سلاح را به کار انداخت که در حین برگشت دشمنان ما را دیدند و مینی کاتوشای هفت گلوله‌ای به سمت ما شلیک کردند که من مجروح شدم و حاج احمد اللهیاری مرا بغل کرد و به عقب برگشتیم و بار دیگر هم در کربلای۴ مجروح شدم.

حیدری می‌افزاید: یکی از خاطرات آن دوران هم مربوط به دوست شهیدم حاج احمداللهیاری است، بارها در صحبت‌هایم نام حاج احمد را آورده‌ام که او هرگز به مکه نرفت ام می‌خواهم با خاطره‌ایی برایتان ثابت کنم که حاج احمد اللهیاری واقعا حاجی است چراکه این شهید بزرگوار زبان زد خاص و عام بود و همه او را دوست داشتند.

فرمانده دوران دفاع مقدس ابراز می‌کند: در لشکر هشت نجف بودیم که اسم سه نفر حاج احمد، حاج حمزه و حاج عبدالله به قید قرعه برای سفر مکه درآمد و حاج احمد هم با مادرش هماهنگ کرد که زمینه مکه رفتن مرا آماده کنید، و برایش از هم محلی‌ها طلب حلالیت کنند.

وی اضافه می‌کند: یک مثلث را در نظر بگیرید که یک ضلع ساک شهیداللهیاری آماده برای مکه، یک ضلع دیگر بچه ایشان که قرار است بدنیا بیاید و ضلع سوم این مثلث هم عملیات نثر۵ است که قرار است انجام شود، عملیات شروع شد و ایشان هشت صبح در خط آماده شده بود.

این فرمانده قزوینی ادامه می‌دهد: ناگهان گلوله خمپاره در کنارش نشست و دو نفر بیسیم‌چی‌ در جا به شهادت رسیدند و یک ترکش به سر حاج احمد اللهیاری اثابت کرد که تا به کمکش برسند به شهادت رسید.

حیدری می افزاید: همان شب که حاج احمد اللهیاری جان داد نیز فرزندش جان گرفت و به دنیا آمد؛ به مادرش گفتند که پسرت مجروح شده است، مادرش گفت دروغ نگوید چراکه شب گذشته در خواب دیده‌ام کعبه به دور پسرم می‌چرخد.

فرمانده دفاع مقدس می‌گوید: به همسرش هنوز اطلاع نداده بودیم که شهید شده است فقط گفته بودیم که مجروح شده، در امامزاده‌حسین(ع) بودیم که همسرش از راه رسید و نوزادش را در آغوش گرفته بود، گوشه‌ای تیمم کرد و به سمت تابوت همسرش آمد و فرزندش را در آغوش او گذاشت، و فرزندش برای اولین بار در آغوش پدرش چشمانش را باز کرد.

وی اضافه می‌کند: به این خاطر است که می‌گویم حاج احمد واقعا حاجی شده است، این شهید بزرگوار مشکل‌گشا بود و در هر عملیاتی که به مشکل می‌خوردیم ما را یاری می‌کرد.

این فرمانده قزوینی اظهار می‌کند: گویا از غافله یارانم عقب مانده ‌ام چراکه نخستین نفری بودم که وارد سپاه شدم که پس از آن ۲۰نفر دیگر از دوستانم آمادند و همه آن‌ها شهید شدند؛ نمی‌دانم گیر کارم کجاست و چه گناهی مرتکب شده‌ام که لیاقت شهادت را نداشتم.

حیدری ادامه با اشاره به خاطره دیگری از دوران جنگ تحمیلی می‌دهد: در سال ۶۳ عملیات بدر را داشتیم که یک سال طول کشید تا بتوانیم منطقه را برای عملیات آماده کنیم و حدود ۱۲کیلومتر نی‌های داخل آب را خارج کرده بودیم تا بتوانیم آب‌رو درست کنیم؛ یکی از رزمندگان به نام حجت صنعتکار به خاطر به دنیا آمدن فرزندش مرخصی ۴۸ ساعته درخواست کرد که ابتدا موافقت نشد اما بعد شهید اللهیاری اجازه داد تا برود.

فرمانده دوران دفاع مقدس با بیان اینکه به دلم افتاده بود که صنعتکار شهید خواهد شد، می‌گوید: رفت و با اولین فرزندش که به دنیا آمده بود عکس یادگاری گرفت و برگشت؛ دو روز بعد از سه طرف محاصره شده بودیم و مهمات نداشتیم و تا زانو در باتلاق بودیم که ناگهان یک گلوله ۱۶کیلویی تانک با سینه شهید صنعتکار برخورد کرد و سر مبارکش از سینه جدا شد و تن بی سرش سه دور، دور خودش چرخید و بر زمین افتاد.

فرمانده دوران دفاع مقدس ادامه می‌دهد: فریاد زدم  “یا امام رضای غریب، اسم گردان ما به نام مبارک شماست، به داد ما غریبان برسید” چند ثانیه طول نکشید که به نام مبارک امام هشتم، هشت نفر بالای سرم آماده شدند و گفتند آقای حیدری از کجا بزنیم، به آن‌ها گفتم چه کسی شما را فرستاده است؟ سوالم را تکرار می‌کردم اما پاسخ نمی‌دادند.

وی با بیان اینکه باید تابع ولایت فقیه باشیم تا مملکت ما آسیب نبیند، می‌کند: می‌خواهم بگویم که هرچه داریم و هرچه که خواهیم داشت از ولایت فقیه است اگر یک قدم عقب بمانیم، باخته‌ایم و اگر یک قدم جلو برویم باز هم باخته‌ایم بنابراین تا وقتی خون در رگ‌های ما جاری است پیرو ولایت فقیه هستیم و هر امری بفرمایند روی چشمانمان قرار می‌دهیم.

این فرمانده قزوینی خاطرنشان می‌کند: در سال ۹۴ توفیق داشتم که دو ماه مدافع حرم باشم؛ شهدای مدافع حرم نشئت گرفته از شهدای هشت سال دفاع مقدس هستند و حتی می‌توان گفت شرایطی سخت‌تر از جنگ تحمیلی را در پیش رو دارند.

حیدری در پایان تصریح می‌کند: خدا را شاکرم که جوان‌های امروز خود ساخته و خستگی‌ناپذیر هستند و این را شهید حججی‌ها که رویش‌های انقلاب به شمار می‌روند به دنیا نشان می‌دهند.

انتهای پیام/ ۱۳۰۰

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار