ایران جانبی

» پیکر پدرم پس از 30 سال بازگشت/ هیچ‌گاه از عنوان «فرزند شهید» برای رسیدن به موفقیت استفاده نکردم/ برخی مسئولین از دفاع‌مقدس برای منافع خود بهره می‌برند
کد خبر: 207436
تاریخ انتشار: 28 سپتامبر 2020 - 2:29
فرزند شهید حسینی در مصاحبه با شاخص:
شاخص : فرزند شهید حسینی با بیان اینکه پیکر پدرم پس از 30 سال بازگشت گفت: متاسفانه امروز برخی مسئولان از دفاع مقدس در راستای منلفع خود بهره‌می‌برند.

به گزارش خبرنگار فرهنگ و هنر شاخص، ۳۱ شهریور سالروز شروع جنگ تحمیلی از سوی رژیم بعث عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، به عنوان آغاز هفته دفاع مقدس نامگذاری شده است تا بهانه‌ای برای یادآوری رشادت‌های مردان و زنان این سرزمین در دفاع از میهن، ناموس و ارزش‌های انقلاب اسلامی باشد.

هفته دفاع مقدس یادآور خون‌های مقدسی است که در مسیر رشد و اعتلای انقلاب اسلامی ریخته شد، ایستادگی آن‌ها نشستگان تاریخ را به قیام وا می دارد و این پیام بزرگ دفاع مقدس است؛ دفاع مقدس نمودار مجموعه‌ای از برجسته‌ترین افتخارات ملت ایران در دفاع از مرزهای میهن اسلامی و جانفشانی دلاورانه در پای پرچم برافراشته اسلام و قرآن است.

هشت سال دفاع جانانه ملت در برابر تجاوز وحشیانه دشمن منشأ غرور ملی پایان ناپذیری برای مردم سلحشور ایران شد و باعث شد که توطئه مشترک شرق و غرب برای به زانو درآوردن ملت بزرگ ایران به فرصتی برای اثبات توانمندی‌های اسلام و انقلاب و کشور تبدیل شود.

رشادت‌های جوانان برومند، انقلاب و نظام را بیمه کرد و نشان داد که با داشتن پشتوانه مردمی و در پرتو حاکمیت اسلام و وحدت نیروها می‌توان هر دشمن خیره سری را ناکام ساخت.

در این میان بعد از پایان جنگ با به شهادت رسیدن شمار زیادی از رزمندگان، خانواده‌های این شهدا با سختی‌های زیادی مواجه شدند و بار زندگی روی دوش همسران شهدا قرار و همچنین فرزندانشان ناچار به زندگی در نبود پدر بودند در این باره خبرنگار فرهنگ و هنر شاخص، به سراغ یکی از فرزندان شهدا رفته است که با وجود نبود فیزیکی پدر به موفقیت‌های بسیاری رسیده است.

سید مهدی حسینی فرزند ارشد شهید علی اکبر حسینی از شهدای دوران دفاع مقدس است، وی متولد 16 آبان 1359 در استان خراسان رضوی و ساکن شهر قزوین است که اکنون در جایگاه‌های معلمی و مهندسی معماری مشغول فعالیت بوده و در این راه موفقیت‌هایی را کسب کرده است.

در چهار سالگی‌ام پدرم به شهادت رسید

وی در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگ و هنر شاخص، با بیان اینکه پدرم در یک خانواده کشاورز در شهر “دررود” به دنیا آمد و فرزند آخر خانواده بود، اظهار کرد: پدرم خیلی مورد علاقه پدر بزرگ مرحومم بود و بعد از این که کمی بزرگتر شد، به پیشنهاد پدربزرگم به خواستگاری مادرم که از اقوامشان بود، رفتند و ازدواج کردند.

وی با اشاره به این که پدرم موقعیت شغلی ویژه‌ای نداشت، ابراز کرد: پدرم مشغول به کار قالی بافی، بنّایی و کارگری بود و در زمان تولدم، در تهران سرباز بود؛ بعد از سربازی که به خانه بازگشت و من تازه پا گرفته بودم و خواهرم داشت به دنیا می‌آمد نیز به عنوان نیروی بسیجی و داوطلب دعوت امام خمینی (ره) را برای حضور در مناطق جنگی لبیک گفت و به جبهه رفت.

حسینی افزود: پدر در سال 1363 در عملیات “بدر” در جزیره مجنون جامشان را با می شهادت پر کردند و به وصال معشوقشان رسیدند؛ در سن چهارسالگی بودم که پدرم را از دست دادم و من و خواهرم با سرپرستی مادرم رشد کردیم و بزرگ‌ شدیم.

این معلم هنر و معماری درباره مراحل تحصیل خود عنوان کرد: دوره‌ تحصیل ابتدایی خود را در شهر “دررود” از توابع شهر تازه تاسیس “زورخان” در استان خراسان رضوی به پایان بردم و مقطع راهنمایی را در دررود بودم و دوره دبیرستان را هم در رشته علوم تجربی در همان منطقه گذراندم و فارغ التحصیل شدم.

این فرزند شهید با بیان اینکه در سال 1379 در کنکور هنر پذیرفته شدم، اظهار کرد: تحصیلات کارشناسی را در رشته مرمت بناهای تاریخی در داشگاه شهید باهنر کرمان شروع کردم و در مقطع ارشد هم بدون سهمیه شاهد وارد دانشگاه شدم و در سال 84 با توجه به رتبه تک رقمی که داشتم به عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد در دانشگاه علم و صنعت در رشته‌ مرمت و احیای بافت‌های تاریخی تحصیلات خودم را شروع کردم.

این معلم هنر و معماری، ادامه داد: در شروع برای مرمت حمام بلور، عمارت شهرداری، عمارت طوطی و در آخر بازسازی خانه حاج آقا ابوترابی در شهر قزوین مستقر شدم و در سال 88 تحصیلاتم به پایان رسید که بعد از پایان درسم، یک شرکت مرمتی تاسیس کردم که رفته رفته با جهاد دانشگاهی همکاری خود را آغاز کردم.

این فرزند شهید با اشاره به اینکه در سال 89 به استخدام آموزش و پرورش درآمدم اذعان کرد: هم اکنون دبیر رشته نقشه کشی معماری در مدارس و مدرس دانشگاه بین الملل امام خمینی، دانشگاه فرهنگیان و تعدادی از دانشگاه‌های علمی کاربردی و فنی حرفه‌ای استان قزوین هستم.

بدون استفاده از سهیمه فرزند شهید، رتبه برتر کنکور شدم

این استاد دانشگاه : در ادامه در سال 95 تحصیلات دکتری خود را در دانشگاه تهران مرکز در رشته تاریخ و هنر اسلامی ادامه دادم و همچنین فعال در زمینه نظام مهندسی ساختمان و کانون کارشناسان رسمی دادگستری استان قزوین فعال هستم که مراحل پروانه اشتغال و سوگندنامه‌ام به زودی امضاء خواهد شد.

این دبیر هنر و معماری خاطرنشان کرد: سال آخر دبیرستان که دیپلم گرفتم در شهر مقدس مشهد مشغول به کار شدم و کارهای مربوط به حوزه گردشگری و هتل انجام می‌دادم و به طور رسمی از سال 84 اولین فعالیت حرفه‌ای خودم را با تاسیس شرکت مرمتی، با مشارکت دوستانم شروع کردم که در این شرکت در حوزه مرمتی و معماری کار می‌شد و بعد از آن هم وارد یک شرکت ساختمانی دیگر شدم.

حسینی در بیان مقامات علمی خود تصریح کرد: یک دوره به عنوان دانشجوی ممتاز دانشکده معماری و هنر دانشگاه علم و صنعت بودم و به عنوان پژوهشگر شاهد و ایثارگر بوده‌ام؛ با توجه به تالیف کتاب و مقالاتی که داشتم نیز در دانشگاه علمی کاربردی هم یک دوره به عنوان مدرس برتر پذیرفته شدم.

این فرزند شهید با بیان اینکه هیچ گاه به راحتی نمی‌توان به موفقیت رسید، تصریح کرد: حتی در آیات و روایات هم داریم که “ان مع العسر یسرا ” یعنی بعد از هر سختی یک آسانی است؛ من برای رسیدن به این مقطع که هستم، سختی‌های زیادی کشیده‌ام، چه سختی که در خود کارها بوده و چه سختی دوری از خانواده و از طرفی هم بی‌محلی‌ها و کنایه‌های زیادی را متحمل شدم اما به هرحال تا سختی نکشید به رفاه و موفقیت نخواهید رسید.

حسینی در رابطه با شرایط اقتصادی سخت در زمان تحصیل در دانشگاه، گفت: شرایط اقتصادی که بعضا دانشجویان هنر و معماری در پایان ترم با آن مواجه هستند، برای من هم سخت بود اما انسان برای رسیدن به اهدافش باید موانع و مشکلات را تحمل کند.

پدرم در سخت‌ترین لحظه‌ها دستم را گرفته است

این دبیر هنر ومعماری با بیان اینکه سختی‌ها را به عنوان عامل مزاحم یا مخل راهم نمی‌دیدم چون یک قسمتی از زندگی بود، ابراز کرد: همیشه سعی می‌کردم از سختی‌ها هم لذت ببرم زیرا معتقدم شما اگر بتوانید در موقعیتی که قرار می‌گیرید آن را به نفع خودتان عوض کنید، همیشه موفقیت در کنار شما خواهد بود؛ درواقع باید از تهدیدها فرصت ساخت.

این فرزند شهید تاکید کرد: طبق آیه “و لا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله اموات و الاحیاعند ربهم یرزقون” نیز اینکه گفته می‌شود شهدا زنده هستند، بحثی است که بلا شک وجود دارد؛ به شخصه موارد زیادی بوده که حضور پدر را در کنار خودم حس کردم، در جاهایی که کم آوردم یا در جاهایی که فکر می‌کردم همه چیز تمام شده است اما حضور پدرم را درقلب خودم حس کردم.

حسینی با بیان اینکه بعد ازحدود 30 سال پیکر پدرم شناسایی شد، ابراز کرد: در روز مراسم پدرم از من خواسته شد سخنرانی داشته باشم، زمانی که چفیه‌ای را به من دادند که برای سخنرانی روی سن بروم یک لحظه احساس کردم که انداختن این چفیه مطلوب من نیست و در آن روز صحبت تند و تیز و انتقادی نسبت به توهین به مظاهر دفاع مقدس مانند انداختن چفیه صرفا جهت تظاهر، توسط هر کسی انجام دادم.

وی ادامه داد: ما چفیه را باید مانند یک نمادی که پشت آن پیام‌ها و حرف‌های بسیاری است، ببینیم. نه اینکه صرفا به عنوان ظاهرسازی یا پله ترقی به آن نگاه کنیم چراکه اگر اینطور باشد محمود خاوری که بعد از آن همه اختلاس از کشور رفت، عکس‌های چفیه بر گردنش همه جا وجود دارد.

حسینی همچنین با نام بردن ازطبری به عنوان یکی دیگر از کسانی که چفیه را برای ظاهر بر گردن می‌انداخت، ابراز کرد: دیدن عکس‌های با چفیه این آقا که جدیدا محاکمه شده است برای من خیلی سخت است چون این چفیه بسیار پر معناست.

وی اذعان کرد: در آن مراسم با مدد و قوت قلبی که از پدرم گرفتم به این مسائل اشاره سنگینی کردم و معتقدم که پدرم کمک کرد که بتوانم آن حرف‌ها را بزنم و آنجا روشن‌ترین جایی بود که حضور پدرم را حس کردم.

این فرزند شهید در پایان با اشاره به اینکه شهدا کاری برای ما کرده‌اند که حالا حالاها نمی‌توانیم جبرانش کنیم، گفت: پدرم همیشه در ذهن و یاد ما است و همیشه حسش می‌کنیم.

انتهای پیام/ ۱۱۰۰

مطالب مرتبط

برچسب ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار