ایران جانبی

» گفت‌وگو با نوعروس دانشجو که تمام مهریه‌اش را بخشید/ ذره‌ای پشیمان نیستم
کد خبر: 202565
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۰:۰۶
شاخص : مدت‌ها در فکر بودم که مهریه‌ام را ببخشم یا نه که نهایتا به این نتیجه رسیدم این کمترین چیزی است که می‌توانم به پاس خوب بودن همسرم به او هدیه دهم که در مراسم ازدواج دانشجویی در مشهد مقدس تصمیم گرفتم این موضوع را عنوان کنم.

شاخص، با تلاش ستاد ازدواج دانشجویی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها این روزها مشهد مقدس میزبان هزاران نفر از زوج‌‌های دانشجویی است که در بیست و سومین مراسم ازدواج دانشجویی و طرح « همسفر تا بهشت» شرکت کرده‌اند، زوج‌هایی که زندگی مشترک خود را با زیارت امام رضا(ع) آغاز می کنند و با هر کدام که گفت‌وگو می‌کنیم می بینیم آنها می‌توانند هرکدامشان الگویی باشند برای جوانانی که قرار است تازه زندگی مشترک خود را آغاز کنند.

برای نمونه در این میان این زوج‌های دانشجو می بنیم در روزگاری که مهریه یا همان «اصل مطلبِ» مجالس خواستگاری، به چالشی بزرگ بر سر راه تشکیل زندگی یا تداوم آن تبدیل شده و نظرات و مواضع مختلف نسبت به آن وجود دارد، برخی مهریه خودشان را می بخشند، آن هم بدون هیچ دغدغه یا چشم‌داشتی!

سمانه داوودزاده دانش آموخته رشته مهندسی کشاورزی دانشگاه بیجار یکی از این نوعروسان دانشجو است که از همان ابتدا مهریه‌اش که ۱۴ سکه بود را بخشید. به همین بهانه گفت‌وگویی با او و همسرش داشتیم که در ادامه آمده است:

چرا ۱۴ سکه را انتخاب کردید؟

عروس خانم: راستش را بخواهید از زمان خواستگاری سعی داشتیم رهبر معظم انقلاب خطبه عقد ما را بخوانند، لذا همه تلاشم را کردم تا خانواده به مهریه ۱۴ سکه که شرط خواندن عقد توسط آقا است، راضی شوند. با اینکه نهایتا توفیق عقد در حضور ایشان نصیبمان نشد اما این مساله بهانه ای برای تحقیق بیشتر در این زمینه شد و متوجه شدم ۱۴ سکه معادل مهریه حضرت زهرا(س) است و با اطمینان این تعداد را انتخاب کردم که ان شاالله برکت زندگی مان باشد.

اعتقاد دارم هر چه خود را در عمل، بیشتر به حضرات معصومین(ع) نزدیک تر کنیم، زندگی‌مان هم بیشتر شبیه زندگی ایشان شده و از برکات توجهشان بهره مند خواهیم شد. البته خانواده خیلی مخالفت داشتند، ولی من محترمانه قانعشان کردم که هرکسی مسول زندگی خودش است حالا که من دارم مستقل می شوم، دوست ندارم با مهریه سنگین، دل امام زمانم را بشکنم لذا اگر واقعا خوبی و خوشحالی مرا می خواهید، من با این مهریه موافقم.

چه شد که وقتی روی سِن برنامه رفتید، یکدفعه همان ۱۴ سکه را هم بخشیدید؟ 

مدت‌ها بود در فکرش بودم که ببخشم یا نه و نهایتا به این نتیجه رسیدم که همسرم واقعا لیاقتش را دارد و این کمترین چیزی است که می توانم به پاس خوب بودنش به او هدیه دهم. در عین حال دوست داشتم در یک مکان مقدس یا یک لحظه شیرین غافلگیرش کنم که در مشهد مقدس و در لحظه‌ای که در برنامه ازدواج دانشجویی روی سن رفتیم به دلم افتاد و عنوان کردم.

* آقای داماد نظر شما چیست؟

آقا داماد: مهریه کم و زیاد، ضامن خوشبختی نیست؛ مهم تفاهم، شناخت و انتخاب صحیح همسر است و من چون به خوبی ازنظر ایمان و اخلاق همسرم را شناخته بودم، انتظار چنین اقدامی را داشتم و خیلی غافلگیر نشدم. در عین حال با بخشش مهریه، مسولیتی از من کم یا برداشته نشده زیرا مسولیت اصلی من تعهد اداره زندگی و تکیه گاه بودن است، همیشه وجود دارد.

در دیگر مقدمات ازدواج هم اقدامی جهت اصلاح سنت های غلط داشته اید؟

عروس خانم (همراه با بغضی سنگین): سه ماه عقد بودیم و سالروز ازدواج حضرت زهرا(س) عروسی گرفتیم…

ما چون می خواستیم مراسم ازدواج را ساده و به شکلی که خودمان می خواهیم یعنی به نوعی یک جشن مذهبی داشته باشیم، با خانواده هایمان صحبت کردیم، و آنها را هم راضی کردیم.

مشکل دیگرمان، نبود الگوی قابل قبولی از عروسی مذهبی بود تا جایی که در اطراف ما حتی یک مولودی خوان مناسب هم پیدا نمی شد. هر طور بود با پیگیری های زیاد، مراسم مولودی گرفتیم و گرچه باب دلمان نشد اما همین که سنتی غلط را شکستیم که گناهی صورت نگیرد و نشان دادیم اینگونه هم می شود عروسی گرفت، راضی هستیم کما اینکه در مراسم‌مان دوستانمان تصمیم گرفتند آن ها هم اینگونه مراسم بگیرند.

باتوجه به اینکه هردو دانشجو هستید، ازدواج مانعی در مسیر تحصیلتان ایجاد نکرد؟

عروس خانم: چون حامی هم هستیم نه تنها افت تحصیلی نداشتیم بلکه پیشرفت هم کرده ایم. حتی اگر همسرم زودتر می آمد زودتر از این ازدواج می کردم.

آقا داماد: اگر ازدواج با شناخت و انتخاب درست باشد عامل پیشرفت در همه عرصه ها می شود چرا که انرژی مان به جای حل اختلافات، صرف رشد و ترقی می شود.

طرح همسفرتابهشت را چگونه دیدید؟

عروس خانم: با توجه به آشنایی که از طریق نهادرهبری دانشگاه با این مراسم داشتم، بعد از عقدمان منتظر فراخوان ثبت نام بودم و بلافاصله اقدام کردم اما آمدنمان واقعا معجزه بود چون هم به همسرم مرخصی نمی دادند هم مدارکمان تکمیل نشده بود و کلی موانع دیگر که شکر خدا با توسل به امام رضا(ع) حل شد و در آخرین لحظات، حضورمان قطعی شد.

آقا داماد: اصولا مشرف شدن به مشهد و زیارت امام، بدون هیچ برنامه ای هم که باشد، عالی و خاطره انگیز است چه رسد به برنامه‌های مفیدی که در طرح همسفرتابهشت تدارک دیده شده بود و ما واقعا استفاده کردیم به ویژه در زمینه اهمیت توجه زن و شوهر به تفاوت های شخصیتی خود.

در آخر اگر مطلب خاصی دارید، بفرمائید؟

عروس خانم: عاشق همسرم هستم و از خدا می خواهم این دنیا و آن دنیا کنار هم باشیم.
آقاداماد: خیلی همسرم را دوست دارم.

انتهای پیام/۱۷۰۰

منبع: فارس

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار