Iranjb.ir

استرس تهیه نان شب؛ بلای جان کارگران ساختمانی آبیک - پایگاه خبری شاخص
کد خبر: 120143
تاریخ انتشار: ۶ آذر ۱۳۹۵ - ۱:۵۵
درددلی از جنس نگرانی و شرمساری
شاخص : چشم انتظاری را از چشمان خسته و مضطرب کارگران ساختمانی می‌توان متوجه شد.
۳۵

به گزارش شاخص، مردم شهر آبیک هر روز شاهد حضور کارگران فصلی در بلوار امام خمینی(ره) این شهر بودند که مدتی است برای ساماندهی آنان طبق نظر مسؤولان شهرستان و شهری به بلوار شهید طباطبایی محله بنیاد آبیک منتقل شده‌اند.

نزدیک بلوار شهید طباطبایی ورودی منطقه بنیاد شهر آبیک کارگران ساختمانی منتظر بودند تا شاید کسی به سراغ آنان آمده و بروند نانی برای خود و خانواده چشم به راهشان درآورند.

چشم انتظاری را از چشمان خسته و مضطرب کارگران ساختمانی می‌توان متوجه شد، چرا‌که بازار کار آنان کساد و بیکاری امانشان را بریده است.

برخی از کارگران تمایلی برای مصاحبه نداشتند اما بیشتر آنان با میل خود، پای گفت‌وگو آمده و در درددل‌های خود را بازگو کردند.

گرچه شنیدن حرف‌های کارگران ساختمانی بوی غم، نگرانی و ناامیدی می‌داد اما نوشتن و انعکاس آن‌ها در قالب گزارش خالی از لطف نبود.

چند سالی است که سایه شوم رکود و بیکاری بر سر کارگران ساختمانی شهر آبیک سایه انداخته و دل آنان از این موضوع کباب است اما سختی روزگار را به جان خریده و با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته‌اند.

* امسال بیکاری غوغا کرده است

یکی از کارگران که حدود ۴۰ سال دارد و به عنوان کارگر ساختمانی فعالیت می‌کند، به خبرنگار فارس در آبیک می‌گوید: سه سال است که کار بسیار کم شده و زندگی ما با بدبختی می‌گذرد.

ارسلان فلاح می‌افزاید: اگر ساخت و ساز و کار باشد به سراغ کارگران ساختمانی می‌آیند؛ این در حالی است که هفت صبح به بعد در محل تعیین شده ورودی بلوار منطقه بنیاد شهر آبیک مستقر می‌شویم.

وی ادامه می‌دهد: اگر کار باشد ماهانه حدود ۵ میلیون ریال درآمد دارم.

 این کارگر ساختمانی که سه فرزندش ازدواج کرده‌اند و در حال حاضر با همسر و دخترش زندگی می‌کند، اذعان می‌کند: گرچه از وضعیت کنونی کارم راضی نیستم اما شکرگزار خدا هستم و حتماً خدا صلاح دانسته که وضعیتم این‌گونه باشد.

فلاح می‌افزاید: سه سال است که وضعیت کار ما بدتر شده اما امسال بیکاری غوغا کرده و اصلاً کار نیست.

در هنگام مصاحبه، یکی از کارگران از دور خطاب به خبرنگار فارس گفت: چه کار باید انجام بدهیم، گدایی کنیم یا خدایی نکرده از دیوار مردم بالا برویم که جز سکوت پاسخی نمی‌شد به این کارگر داد چرا‌که حرف حساب، جواب ندارد.

* دست خالی به خانه برمی‌گردیم

یکی  دیگر از کارگران به خبرنگار فارس در آبیک اظهار می‌کند: پیش از اینکه کارگر ساختمانی شوم به کشاورزی مشغول بودم که به دلیل خشکسالی، محل زندگی خودم را ترک کرده و حدود ۳۵ سال است در شهر آبیک ساکن هستم.

خدمت‌علی مهدوی ۶۱ ساله که سه فرزندش ازدواج کرده‌اند و سه فرزند مجرد هم دارد، می‌افزاید: صبح تا ظهر در بلوار شهید طباطبایی شهر آبیک منتظر هستیم تا کسی به سراغ ما بیاید و بتوانیم لقمه نانی به دست آوریم.

اما دست خالی به خانه برمی‌گردیم و نان خالی می‌خوریم و سپس به میدان باز می‌گردیم و تا ساعت ۱۷ تا ۱۸ می‌مانیم.

وی ادامه می‌دهد: الان پیشنهاد شده یک تریلی ۲۵ هزار تنی را بار بزنیم که تا ساعت ۱۲ شب به طول می‌انجامد و فقط ۲۰۰ هزار ریال دستمزد می‌دهند.

آیا با ۲۰۰ هزار ریال مایحتاج اولیه زندگی را می‌توانم تأمین کنم؟ این در حالی است که یک روز هم بیمه ندارم و اگر همه بیمه شوم توان پرداخت ماهانه ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار ریال حق بیمه را ندارم.

این کارگر ساختمانی به نکته قابل تأملی اشاره و تصریح می‌کند: از صحرای روستای زیاران به بعد یعنی روستاهای آقچری، صمغ‌آباد و ابراهیم‌آباد کارگران افغانی مشغول به کار هستند که می‌توان حضور برخی از آنان در مرغداری‌ها یا گاوداری‌ها اشاره کرد.

در خصوص این موضوع که برای کارگران افغانی میزان حق‌الزحمه برای آنان صرف می‌کند یا صرف نکند، اطلاعی ندارم.

کارگر دیگری که دل پُری از وضعیت موجود زندگی و کارش دارد، مطرح می‌کند: از عید امسال تاکنون نتوانسته‌ام ۲۰ میلیون ریال درآمد داشته باشم؛ ۱۰ روز بود که بیکار بودم و روز گذشته توانستم ۵۰۰ هزار ریال کار کنم.

کارگر دیگری که پنج سال بیمه دارد و از بیکاری و راکد بودن کار گلایه دارد در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در آبیک عنوان می‎‌کند: یکی از دختران ۱٫۵ سال و دختر دیگرم هشت ماه است که عقد کرده‌اند اما درآمدی ندارم جهیزیه آن‌ها را تأمین کرده و آن ها را به خانه بخت بفرستم.

رضا میرزایی می‌افزاید: زمانی کار بود، درآمد داشتیم اما وضعیت کار مناسب نیست و در واقع کار خوابیده است.

* تابستان ۴۰ روز کار کردم

در جمع کارگران، بنای قدیمی حضور داشت که حدود ۳۰ سال در این حرفه مشغول است و از نبود کسب و کار و بازنشستگی ابراز ناراحتی می‌کند اما به خبرنگار فارس در آبیک می‌گوید: در فصل تابستان فقط ۴۰ روز در روستای باقرآبادکرد شهرستان آبیک مشغول به کار بودم و در حال حاضر هم بیکار هستم.

قدرت علی‌پور ۶۲ ساله می‌افزاید: مردم به دلیل کهولت سن، تمایل ندارند از وجود من استفاده کنند یعنی نمی‌توانم سرکار بروم یا برای خود کاری پیدا کنم.

وی ادامه می‌دهد: هشت فرزند دارم که از این تعداد چهار فرزندم ازدواج کرده‌اند و چهار فرزندم مجرد هستند.

سه سال است که بیمه دارم، اگر کار و درآمد داشته باشم می‌توانم حق بیمه‌ام را ماهانه واریز کنم و‌گرنه باید فاتحه بیمه را هم بخوانم.

این کارگر ساختمان اضافه می‌کند: یک نفر به نزد ما نمی‌آید و سراغی نمی‌گیرد که چه کار می‌کنیم، چه می‌خوریم و چه درآمدی داریم.

* فقط زمان رأی گیری به سراغ ما می‌آیند

در این هنگام یکی از کارگران ساختمانی با صدای بلند بیان می‌کند: فقط زمان رأی گیری به سراغ ما می‌آیند؛ زمانی که رأی‌گیری به اتمام می‌رسد، دیگر با کارگران کاری ندارند.

یکی دیگر می‌گوید: همسرم بیمار است و بیمه سلامت دارم اما برای عکس رنگی قلب این بیمه را قبول نمی‌کنند؛ چگونه می‌توانم ۱۰ میلیون ریال برای عکس رنگی همسرم پرداخت کنم؟

* قصه تلخ کارگران ساختمانی پایان‌ناپذیر است

قصه تلخ کارگران ساختمانی پایان‌ناپذیر است و همچنان در این هوای سرد و سوزناک منتظر هستند تا شاید گشایشی حاصل شود و بتوانند لقمه نانی درآورده و شب شرمنده و خجالت‌زده نزد خانواده خود باز نگردند.

در پایان گزارش به یاد این بیت از قصیده ماندگار سعدی شاعر قرن هفتم افتادم که «ای که دستت می‌رسد، کاری بکن»…

گزارش از: هاجر عبداللهی

منبع: فارس

مطالب مرتبط

پاسخ دهید

آخرین اخبار