شاخص : کارشناس میراث فرهنگی با اشاره به ضعف برنامههای توسعه شهری، گفت: با تبدیل شدن زندگیها به آپارتمان نشینی متاسفانه در سیستم شهرسازی جدید برای هنر کتیبه نویسی سردر منازل جایگاهی در نظر گرفته نشده است.

.
به گزارش خبرنگار فرهنگ و ادب شاخص، وقتی در محلههای قدیمی قدم میزنیم خانههایی را پیدا میکنیم که کتیبهها و کاشی نویسیهایی با خط زیبا بر سر در منازل چشم نوازی میکنند.
اگر چه با توجه به گسترش ساخت و سازهای شهری و تخریب خانههای قدیمی کمتر میتوان این هنر اصیل ایرانی اسلامی را در مجتمعهای آپارتمانی پیدا کرد و یا دیگر اثری از آن دیده نمیشود.
کتیبههای ســردر منازل ریشــه در اعتقادات و باورهای دینی و مذهبی دارند و بازگوکننده هویت وشخصیت سازندگان و صاحبان منازل است.
کتیبه ها علاوه برآن که در زیباسازی محیط شهری نقش دارند پاسخ گوی نیازهای معنوی انسانها هم هستند و این مسئله اهمیت کتیبهها را دو چندان میکند.
امروزه کتیبههای سردر منازل بسیار ساده هستند و دارای ارزش زیباشناختی کمتری نسبت به کتیبههای دوره قبل هستند.
بیش تر منازل به جا مانده از دوره قاجار و پهلوی اول دارای سردرهای تزیین شدهاند که در آنها کتیبهای وجود دارد. این کتیبهها از زیبایی خاصی برخوردارند و در عین سادگی دارای جذابیت هستند.
در دوره پهلوی اول با گرایش زیاد به سبک باستانی در معماری و برانگیختن حس ملی گرایانه، نمادها و نشانههای ایران باستان به وضوح بر سردر منازل نقش بسته است.
با به کارگیری معماری غربی در دوره پهلوی دوم و به دلیل ویژگیهایی که این نوع معماری دارا بود، تزیینات نمای ورودیها رو به ســادگی رفته و جای آن را ســنگهای تزیینی، سیمان، مواد و مصالح جدید گرفت و عامل حذف تزیینات در این نوع معماری سبب از بین رفتن کتیبهها در اغلب ورودیهای منازل شد.
ﻭﺿﻌﻴﺖ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩی ﻭ ﮔﺮﺍنی ﻣﺼﺎﻟﺢ ﻭ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﺯﻳﺎﺩ ﺳﺎﺧﺖ ﺳﺮﺩﺭﻫﺎ ﻭ ﻛﺘﻴﺒﻪﻫﺎ ﻧﻴﺰ ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮ ﻋﻮﺍﻣلی ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦﺭﻭﻧﺪ ﻧﺰﻭلی ﻧﻘﺶ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ. در دوره انقلاب اسلامی سعی در احیاء این هنر شد و در برخی موارد نمونه های بسیارعالی دیده می شود.
برای آشنایی بیشتر با این هنر به گفت و گو با مجتبی عباسی کارشناس میراث فرهنگی پرداختیم.
وی با اشاره به اینکه پیشینه تاریخی مشخصی برای سردرها وجود ندارد، اظهار کرد: اما از قرن چهارم به بعد در معماری ایرانی استفاده از آجر و تزئینات آجری شروع شد که قطعاً سردر هم بخشی از آن را تشکیل میدهد.
عباسی افزود: تزئینات متنوعی در دوران سلجوقی وارد معماری ایرانی شد و پس از گذشت زمان استفاده از کاشی در انواع زرین فام هفت رنگ و … در معماری رواج یافت که سر در هم شامل آن میشد.
کارشناس میراث فرهنگی در ادامه گفت: اوج استفاده از کاشی به دوره تیموری و صفوی برمیگردد که در این زمان خوشنویسی رواج تازهای یافته بود.
وی خاطرنشان کرد: پیش از این دوره نوع خوش نویسی در سبکهای نسخ و ثلث کوفی بود اما در دوره تیموری و صفوی خط نستعلیق وارد عرصه جدید تزئینات معماری شد.
عباسی بیان کرد: عمده کاشی کاری که در سردرها داریم متفاوت از کاشی کاریهای دیگر اماکن مانند مساجد، بقاع و امام زادهها است.
کارشناس میراث فرهنگی ادامه داد: تفاوت کاشی کاریها در خط نستعلیقی است که در کتیبههای سر در منازل به کار برده شده است.
وی یادآور شد: اوج خط نستعلیق در دوره صفویه بود و از این جهت میتوان هنر کتیبه نویسی سردر منازل را به این دوره تعمیم داد البته در دوره قاجاریه هم کتیبهها با تراش آجر ترکیب میشدهاند که هنوز هم رگههایی از آن وجود دارد.
عباسی اضافه کرد: “بسم الله الرحمن الرحیم”، ” یدالله فوق ایدیهم” و برخی ادعیهها از مهمترین جملاتی است که به خط سفید روی کاشیهایی به رنگ آبی یا لاجوردی در قالبهای مختلف بیضی یا چهارکنج نوشته میشد.
کارشناس میراث فرهنگی با اشاره به ابعاد مردم شناسی و ریشه فرهنگی هنر کتیبه نویسی سردر منازل، گفت: در شهرهای مختلف مانند قزوین و مناطق اطراف آن معمولاً وقتی کسی به سفر حج مشرف میشد اولین کاری که پس از بازگشت انجام میداد کتیبهای با مضامین متفاوت بر سردر منزل خود نصب میکرد.
وی دلیل کم رنگ شدن این هنر را تغییر رویه در ساخت و سازها دانست و تصریح کرد: توسعه شهری قطعا بر مهجور ماندن این هنر تاثیر گذاشته است.
عباسی با بیان اینکه با نگاه به گذشته پی میبریم این نوع تزئین بیشتر در منازلی با حیاط و ورودی بزرگ به کار برده شده، اذعان داشت: با تبدیل شدن زندگیها به آپارتمان نشینی متاسفانه در سیستم شهرسازی جدید برای هنر کتیبه نویسی فکری نشده است.
کارشناس میراث فرهنگی با اشاره به اینکه این هنر فقط در جاهایی دیده میشود که ساکنین آن همچنان به اعتقادات خود پایبند هستند، تاکید کرد: البته همچنان رگههای اعتقادی در تمام مردم وجود دارد و اگر شرایط فراهم شود با توجه به ذوق هنری نهادینه در دل مردم، آنها تشنه انجام این کار هستند.
عباسی ابراز کرد: متاسفانه نهادهایی که موظف به ارائه الگو و برنامه هستند ضعیف عمل کرده و نگاهی ریشهای و عمیق برای احیاء و زنده نگه داشتن این هنر وجود ندارد.
سخن پایانی؛
کتیبهها تنها عناصر بصریاند که به طورمستقیم حامل معنا و مفهوم بوده و از دو جنبه تصویری و محتوا دارای اهمیت زیادی در بناهای دوره اسلامی ایران هستند.
کتیبهها حتی از نگاه یک غیر مسلمان نیز قابل اهمیت و جالب توجه است و از طرفی اعتقادات و آداب و رسوم هر ملتی را میتوان از رفتار و سبک زندگی مردمان آن سرزمین شناخت.
در این میان معماری ایرانی اسلامی و هنرهای تزئینی مربوط به آن نقش مهمی در این زمینه ایفا میکنند که با تکیه بر آن میتوان اصالت دینی و فرهنگی شهر و کشور خود را حفظ کرد.
متاسفانه با ورود بشر به دنیای تکنولوژی و توسعه شهری بسیاری از هنرها که با زندگی انسانها عجین شده بودند دیگر مجالی برای ظهور و بروز پیدا نمیکنند.
با توجه به اینکه درگیری در زندگی شهری و شلوغی آن موجب فرسودگی جسم و ذهن مردم میشود به کار بردن جلوههای بصری زیبا و چشمنواز، آرامش روحی و روانی افراد را فراهم می کند.
در این میان دستگاههای مربوطه مانند شهرداریها و سازمانهای میراث فرهنگی نقش مهمی در ارائه برنامههای مدون و کارشناسی شده برای احیاء و حفظ هنرهایی مانند کتیبه نویسی سردر منازل دارند.
انتهای پیام/۱۳۰۰/گ/ح